برای جستجو متن مورد نظرتان را بنویسید و کلید جستجو را بزنید:
20 مورد یافت شد
-
سوگ نافرمان؛ بدنِ زخمی، نافرمانیِ آیینی، تصویرِ ناتمام
نویسنده: شیلان برهانی «این نوشتار در فاصله امن نوشته نشده است.» سوگ را نمیتوان تنها بهمثابه یک آیین فرهنگی یا واکنشی عاطفی به مرگ فهمید. سوگ، پیش از هر چیز، تجربهای انسانی است که در آن اندوه، خشم، ناباوری و میل به ادامه پیوند با مردگان درهم تنیده میشوند. این تجربه، هرچند در قالبهای فر... -
رقص سوگ؛ ایستادگی در برابر مرگ
نویسنده: الهام فتحی در هفتهها و ماههای پس از کشتار معترضان در اعتراضات گسترده و سراسری دیماه ۱۴۰۴، تصاویری از مراسم تشییع و یادبود جوانان جانباخته در شهرهای مختلف ایران منتشر شد که نگاه بسیاری را متوقف کرد. در این تصاویر، خانوادههای درجه اول، خویشان و دوستان کشتهشدگان، بهجای سکوت رسمی و... -
فقدان، سوگواری و دگرگونی
نویسنده: مهدیس جرقۀ اولیۀ خیزش «زن، زندگی، آزادی» با انتشار تصویری زده شد از خانوادۀ ژینل که سوگوارانه یکدیگر را درآغوش گرفته بودند. این ایماژ بههمراه تصویری از بدن انتوبهشدۀ ژینا بر تخت بیمارستان، آنهم تنها بهدلیل پوشاش در فضای عمومی، نوعی آسیبپذیری را نمایان کرد که تمام کشور را در بهت و... -
زندانیان بند سیاسی زندان قرچک دست به اعتصاب غذا زدند
دیدبان آزار: 19 نفر از زنان زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک در سوگواری همبندی خود سمیه رشیدی، و در اعتراض به برخوردهای غیرمسئولانه از سوی مسئولان زندان قرچک، و عدم پاسخگویی و پذیرش مسئولیت خود، و نیز در اعتراض به عدم انتقال آنان به زندان اوین از امروز به مدت دو روز دست به اعتصاب غذا زده... -
«نه» بهمثابه قدمزدن در خیابان با پاهای یکدیگر
نویسنده: ساناز عظیمیپور انسان سوگوار تقویم خود را دارد. سوگواری مفهوم خطی زمان را هم میزند. سوگوار برای درک معنای زمان سوگواری به جستوجوی روز و ماه و سال از روی تقویم نمیگردد. انگار که بدن انسان سوگوار حوادث را در خود ثبت میکند و تقویم خودش را دارد. مثل همین روزها که این متن را مینویسم، بدون ... -
«به سوگت نمینشینیم»
دیدبان آزار: شهلا لاهیجی، نویسنده، پژوهشگر، مترجم و مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان و از اولین زنان ناشر بعد از انقلاب، درگذشت. او سالها تلاش کرد علیرغم سرکوب و سانسور، این انتشارات را یا به عبارت بهتر نشر اندیشه فمینیستی را پابرجا نگه دارد، انتشاراتی که باعثوبانی چاپ کتب متعددی در حوزه زنا... -
«سوگواری کن و سازماندهی کن»
نویسنده: ساناز عظیمیپور چگونه به جهانی چنین متزلزل تکیه کنم؟ این سوالی است که احتمالا بارها از خود پرسیدهایم. سوالی که بعد از هر تجربه ازدستدادن، ناکامی یا در مواجهه با خشونت موجود در جهان از خود میپرسیم. سوالی که پاسخی برای «چگونه تکیهکردن» در وضعیت متزلزل جهان و با درک همواره و هر... -
رقص روسریها در گورستان سقز
سعیده کشاورزی: در روز دفن مهسا امینی، هیچکس به زنان سوگوار حاضر در گورستان سقز، نگفته بود در کجا و چه ساعتی دست به چه کاری بزنند. هیچکس از آنها تقاضا نکرده بود تا همچنان که بر گور مهسا میگریند، در «اقدامی هماهنگ» و «راس ساعتی مشخص» روسریهاشان را دور بیندازند. هیچکس آنها را برای سردادن ش... -
«مدرسه دخترانه سراسربین» و بیگانگی تنانه زنانه
مهدیس صادقی پویا: آن چه مرا به نگارش این مطلب وا داشته است، اضطرابی است بیسابقه و تمامعیار که در چند روز گذشته از سر گذراندهام. این بار اما، در کنار این اضطراب، خشم و غم هم تجربه شده، و احساس سوگواری برای آن چه که از دست رفته است، در این میان بر سرم گاهی خراب شده است. از همین روی، بنا بر آن... -
اعتراف
نویسنده: سمیه برای مدتی این تجربهها در من بیصدا مانده بودند. خواندن این متن از پوپه میثاقی چیزی را جابهجا و نوشتن را ممکن کرد. زمان نسبتاً زیادی گذشت تا اتفاقاتی را که ۱۰ هزار کیلومتر دورتر از من افتاد، بهعنوان هولناکترین تجربهٔ همهٔ زندگیام درک کنم. شبی میم از من پرسید تو در ویدئو... -
تمام برنامههای روز جهانی زنان که نبود
نویسنده: شیما وزوائی صبح با یکی از کنشگران حوزه زنان صحبت میکنم که قرار بود برنامه مشترکی را به مناسبت روز جهانی زنان در یکی از انجمنهای فرهنگی تهران برگزار کنیم؛ برنامهای که مانند تقریباً تمامی رخدادهای مدنی و فرهنگی شهر بهطور خودکار بهدلیل شروع جنگ متوقف شد. میدانم شب را جایی نزدیک به... -
جنگ چهره کودکانه ندارد
نویسنده: لاله روز نخست جنگ و ۱۶۵ کودک. تلنبار کتابها و کولههای آغشته به خون، تنهای کوچک مدفون زیر خاک و آوار، ضجه مادران و صف انتظار چشمهای گوریده در لحظه هول، هنگامه هولناک جسد شدن کودکانی که پشت میزهای مدرسه و در میانه جهان کودکانه خود از این جهان جز فرصتی آسوده... -
در پس خونهای ریختهشده
نویسنده: طاهره پس از جنبش ژینا در سال ۱۴۰۱، یکی از بارزترین تغییرات اجتماعی که در ایران شاهد بودیم، حضور زنان موتورسوار بود. زنانی که در خیابانهای شهر، موتور میرانند و بهطور آشکار مخالفت خود را با قوانینی که حقوقشان را نادیده گرفته، نشان میدهند. این حرکت بهسرعت به یک نماد از شجاعت و مقاومت بدل... -
در هیاهوی شکاف و اختلاف، چه چیز میتواند نقطه اتصال باشد؟
نویسنده: میم این متن در امتداد یادداشتی است با عنوان «نمیبایست اما میتوانیم» نوشته سوزان کریمی که بهتازگی در دیدهبان آزار منتشر شد. زیست و تجربه و موقعیت من با نویسنده آن متن متفاوت است؛ اما در لابلای خطوط آن چیزی در من جوشید؛ من این سر دنیا و او آن سر دنیا چطور همزمان داریم به چیزهای مشترکی فک... -
این روزها؛ نفس کشیدن در حاشیه خون و انقلاب
نویسنده: خ. الف بعد از چند ماه به ایران بازگشتهام و در ششمین روز بازگشت به ایران، پنجشنبه هشتم ژانویه، اینترنت بهکلی قطع شده است. قرار بود فردای روزی که اینترنت قطع شد استاد مهمان آنلاین در یک دانشگاه خارج ایران باشم. تاریخ جلسه را ماهها قبلتر تنظیم کرده بودیم. قرار بود بیست ژانویه مقالها... -
اعتصاب سراسری علیه زنکشی
دیدبان آزار: تشکلهای فمینیستی در آفریقای جنوبی، در آستانه نشست سران G20، تجمعات سراسری برگزار کردند و خواستار اعلام خشونت جنسیتمحور بهعنوان یک بحران و فاجعه ملی شدند. این کارزار با یک جنبش در شبکههای اجتماعی آغاز شد و در نهایت روز جمعه، پیش از برگزاری نشست سران G20 در ژوهانسبورگ، به ت... -
خاموشی یکی از زنان سیاهپوش
نویسنده: خ. الف احتمالا برای بسیاری از ما که مواجههمان با حضور زنان در انقلاب ۵۷، آغاز و آستانه و امتدادش از طریق فیلم و عکس بوده، پیش آمده که در زندگی دنبال زنانی میگشتیم که در آن تصاویر دیدهایم، زنانی که در خلق آن تجربهها سهیم بودهاند و از خود پرسیدهایم آنها کجا هستند؟ تصاویر ... -
امتناع از بلعیدن؛ رویا بهمثابه مقاومت در ساحت بدن
دریا موسوی: نزدیک به دو سال است که رویایی تکراری مرا در خود میبلعد. خواب میبینم که دهانم پُر است از حشرات، غذای فاسد، چیزهایی تهوعآور، چیزهایی که نباید بلعیده شوند. میکوشم بالا بیاورمشان، بیرون بریزم، تف کنم. با همۀ تنم مقاومت میکنم. اما هرچه بیشتر بالا میآورم چیزی ته گلویم گیر میافتد، ... -
بازخوانی فمینیستی گزارشهای جنگ؛ صدای زنان روزنامهنگار
طاهره جورکش: با آغاز حمله اسرائیل به ایران، بسیاری از تریبونهای داخلی و خارجی، روایتهایی از بالا و دور از رنجِ واقعیِ زندگی در جنگ ارائه میدادند؛ روایتهایی که فاصلهای عمیق با تجربههای ملموس مردم، و بهویژه زنان، داشتند. اما در همان روزهای تاریک، بیش از 20 زن روزنامهنگار، در سه روزنامه ش... -
«آن بهشت دیگر»
نویسنده: گلاره به ژینا که فکر میکنم، نخستین چیزی که در ذهنم نقش میبندد گیسوان قرمزش است؛ سیلی از شراره که هم گرما دارد، هم خطر، هم زندگی. گاهی آدمها با یک عکس، خاطره، یا جمله در ذهن نقش میبندند. ژینا برای من یک رنگ است: قرمز. قرمزی که حالا پررنگتر است، نه چون حضور دارد، بلکه چون جایش خالی...

