دیده بان آزار

روایت یک عکاس از مقاومت زنان بازمانده تجاوز در کنگو

«این زنان مبارز، رهبران حقیقی‌‌اند»

دیدبان آزار: قهرمان‌ها عموما از جایی می‌آیند که انتظارش را نداری. «پلاتون»[1]، عکاسی که به پرتره‌هایش از دیکتاتورها، روسای جمهور و دیگر چهره‌های دوران ما شهره است، قهرمانش را در میان لباس‌های جراحی و اتاق‌های ریکاوری بیمارستان شهری کوچک در جمهوری دموکراتیک کنگو، یکی از آسیب‌دیده‌ترین ملت‌های روی زمین پیدا کرد. تاریخ تیره کنگو به قرن‌ها پیش بازمی‌گردد و تا به امروز نیز ماندگار است. اگرچه آخرین جنگ داخلی این کشور در سال 2003 پایان یافت، زخم‌های این درگیری به عمق جسم و روان این ملت به وِیژه زنان نفوذ کرده است. تجاوز تقریبا همواره جزئی جدایی‌ناپذیر از درگیری مسلحانه و یک استراتژی جنگی بوده است.

حداقل 200 هزار زن و کودک کنگویی در طی دوران درگیری هفت ساله مورد تجاوز قرار گرفته‌اند. این یکی از آشکارترین مواردی بوده که تجاوز به مثابه سلاح جنگی مورد استفاده قرار گرفته است. بیمارستان «پانزی»[2] این زنان و هم‌چنین هزاران زن دیگر را که پس از پایان جنگ مورد تجاوز خشونت‌آمیز قرار گرفته‌اند، مداوا می‌کند. پلاتون از دوستان دکتر «دنیس ماکوج»، بنیانگذار کنگویی این بیمارستان است و در جهت کار کردن روی مستندی[3] برای نتفلیکس به اصرار ماکوج از این بیمارستان ملاقات کرده است. او می‌گوید: «آماده بودم که پس از ملاقات از این بیمارستان شدیدا تروماتیزه شوم و آسیب روحی بیینم. اما در عوض با روایات و داستان‌هایی باورنکردنی از شجاعت و مقاومت مواجه شدم.»

دنیا کنگو را به عنوان پایتخت تجاوز جهان می‌شناسد و مقامات ارشد سازمان ملل، کنگو را  بدترین کشور دنیا برای زنان عنوان کرده‌اند. اما کنگو هم‌زمان مرکز شگفتی‌ها هم هست. هزاران زن بازمانده تجاوز، در حال مداوا و بهبودیابی جسمی و روحی‌اند. ماکوج، جراح متخصص زنان، در سال 1999 پانزی را به عنوان بیمارستان تخصصی زایمان تاسیس کرد. پلاتون می‌گوید اولین مراجع این بیمارستان زنی بوده که به خشونت‌آمیزترین شکل ممکن مورد تجاوز قرار گرفته بوده است. ماکوج امیدوار بود که این مورد، یک استثنا باشد. اما طولی نکشید که متوجه شد این تنها اولین مورد از نمونه‌های بی‌شمار تجاوز به مثابه سلاح جنگی در درگیری کنگو بوده است. از آن زمان تاکنون[4]، بیمارستان پانزی 85 هزار زن و کودک را درمان کرده است.

 

 

تجربه مداوای بازماندگان تجاوز، ماکوج و تیمش را به متخصصان بین‌المللی جراحی فیستول[5] تبدیل کرده است. فیستول ارتباط غیرطبیعی یا مجرای ارتباطی بین واژن، مقعد، مثانه و روده که به طور طبیعی باید از یکدیگر جدا باشند، گفته می‌شود. فیستول واژن به روده- فیستول مثانه به واژن- فیستول کانال تناسلی زن به بیرون پوست می‌تواند در اثر تجربه تجاوز و تروما رخ بدهد.

اما کار این گروه به جراحی و مداوای جسمانی محدود و ختم نمی‌شود. «مزون دورکاس»، بخش دیگری از بیمارستان خدمات روان‌درمانی به بازماندگان ارائه می‌کند، به آنها مهارت و فرصت عبور از این تجربه و ادامه دادن به زندگی را آموزش می‌دهد و آنها را از قربانی به نجات‌یافته بدل می‌کند.

 

 

ماکوج مدافع سرسخت عدالت و حامی حقوق زنان است و همین وِیژگی‌های او پلاتون را به سمت بیمارستان پانزی هدایت کرد: «کاری که به عنوان یک عکاس می‌خواهم انجام بدهم این است که مارتین لوترکینگ‌ها، گاندی‌ها، ماندلاها و رهبران جدید را پیدا کنم. کسانی که دیده و شنیده نشده‌اند. ما بیش از هر زمان دیگری در گذشته، در معرض اطلاعات هستیم و در عین حال کمتر و کمتر می‌دانیم. به واسطه عکس‌هایم تریبون را در اختیار چنین کسانی می‌گذارم. تا زنان و مردان از مصائب جنسیتی سخن بگویند. وقتی در کنار ماکوج هستم حس می‌کنم که سال 1930 است و من در حال عکاسی از گاندی هستم. نه تنها باید داستان او را بشنویم و انتقال بدهیم بلکه باید بستری فراهم کنیم تا او در مسیر تلاش‌هایش قدرتمندتر بشود.»

 

بیشتر بخوانید:

 بدن زنان، حامل پیام‌های فمینیستی

 هنگام تجاوز چه کسی بودم و حالا چه کسی؟

 

پلاتون در ماه مارس 2016، 10 روز را در کنار ماکوج، تیم بیمارستان پانزی و مراجعان آن گذراند و داستان‌های روزمره مقاومت و بهبود یابی را ثبت کرد. علی‌زغم درد عمیق موجود در جای‌جای این درمانگاه، پلاتون توانست شادی و امید را نیز مستندسازی کند: «به هیچ‌وجه انتظار نداشتم که در پانزی با انبوهی از لذت و قدرت مواجه شوم. تصور می‌کردم با انسان‌های شکسته و نابودشده مواجه خواهم شد که البته این مواجهه رخ داد. اما تمام ماجرا را نمی‌توان به این درد و رنج تقلیل داد. این افراد شکسته، به نابودی تن نداده و برای غلبه بر آنچه که متحمل شده بودند مبارزه می‌کردند. زنانی که از آنها عکاسی کردم الهام‌بخش‌ترین انسان‌هایی‌اند که در کل زندگی خود ملاقات کرده‌ام. بنابراین روی شجاعت و قهرمان‌گری آنها متمرکز شدم و به ایده غلبه بر دشواری پرداختم.»

 

 

ساندارای 21 ساله یکی از این زنان است. او در سن 16 سالگی توسط مرد همسایه مورد تجاوز قرار گرفته و به بیماری HIV مبتلا شده است. او در مزون دوکراس روند بهبودی را آغاز کرده و زندگی جدیدی را برای خود رقم زده است. او در برنامه موسیقی‌درمانی شرکت می‌کند و یکی از آهنگ‌های آلبوم اخیر گروه را او خوانده است. این آهنگ «بدن من سلاح نیست» نام دارد. ساندرا به پلاتون می‌گوید: «وقتی که می‌خوانم خاطرات دردناک ناپدید می‌شوند.» او نه تنها به یک کنشگر مبارزه با خشونت علیه زنان تبدیل شده، بلکه شعر و ترانه می‌سراید و سروده‌هایش در رادیوهای محلی پخش می‌شوند. یکی از شعرای او را پلاتون به انگلیسی ترجمه می‌کند: «درون من رئیس‌جمهوری نهفته است/ که تمام نابرابری‌ها را نابود خواهد کرد/ درون من وکیلی کوچک خفته است/ که از تمامی مظلومان دفاع خواهد کرد/ اگر من زنده نمانم، آیا دنیا را به خاطر من متحول خواهید کرد؟»

 

 

در این لحظه پلاتون مغلوب احساسات می‌شود و خوانش شعر را متوقف می‌کند. او ادامه می‌دهد: «وقتی از ساندرا عکس گرفتم، وقتی شعرهایش را خواندم، تازه همه‌چیز معنا پیدا کرد. او یک رهبر واقعی است و این چیزی است که رهبران باید درک کنند. تو باید ابتدا در خدمت مردم و رسیدگی به آنها باشی. قدرت در خدمت به مردم است و نه بالعکس.»

آن زمان که ماکوج پانزی را تاسیس کرد، معتقد بود که تجاوز آثاری به مراتب کشنده‌تر و دردناک‌تر از گلوله به همراه دارد. اسلحه فورا می‌کشد اما تجاوز یک اجتماع را نسل به نسل به ورطه نابودی می‌کشند.

در شرق کنگو، عواقب جنگ مشهود است. اگرچه درگیری مدتی طولانی است که به پایان رسیده اما تجاوزها هم‌چنان ادامه دارد. این موضوع نشان می‌دهد که استفاده از تجاوز به مثابه سلاح جنگ چه آثار تباه‌کننده‌ای می‌تواند داشته باشد.

 

 

در ماه دسامبر سال 2015 وقتی به بوکاوو رفتم، «جین ماکونینوا، یکی از بیماران سابق ماکوج به من گفت: «تجاوز کنگو را آلوده کرده است. تجاوز مرگ یک جامعه را رقم می‌زند. چون حالا ما شاهد افزایش پدرانی هستیم که به دختران خود تجاوز می‌کنند، برادرانی که خواهران خود را مورد خشونت جنسی قرار می‌دهند، شما سرباز ارتش را می‌بینید که موظف به حفظ امنیت امنیت شهروندان است اما به آنها تجاوز می‌کند.»

دکتر «نیما راکونگو» یکی دیگر از جراحان زنان و مدیر مرکز حمایت از بازماندگان خشونت جنسی در بیمارستان پانزی، به من گفت که 8 سال پیش وقتی کار خود را در پانزی آغاز کرده، بیمارانی را در رده سنی 20، 30 و 40 سال می‌دیده است. اما حالا کودکان خردسال و حتی نوزادانی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند هم در میان مراجعان دیده می‌شوند. اواخر سال 2015، او یک نوزاد سه ماهه را بستری کرد که اوضاع وخیم و رو به موتی داشت. این دختر از پدر و مادرش ربوده شده و روز بعد در وضعیتی اسفناک رها شده بود.»

 

 

چند ماه بعد، پلاتون شاهد عمل جراحی یک نوزاد دیگر بود. او دقیقا نمی‌داند که چه اتفاقی برای آن نوزاد افتاده بوده اما توضیح می‌دهد: «جزئیات حادثه را نمی‌دانم اما شهادت می‌دهم که در این بیمارستان موارد زیادی نوزاد به خاطر خشونت جنسی تحت مداوا قرار می‌گیرند.»

 

 

راکونگو اعتقاد دارد که تجاوز به کودکان، ثمره تداوم بی‌عدالتی است، هم در زمان جنگ و هم در دوران پس از پایان آن. تجاوزهای دوران جنگ داخلی بدون عقوبت باقی ماند؛ همین امر موجب شده امروز هم متجاوزان در مصونیت دست به خشونت بزنند. او با عصبانیت توضیح می‌دهد: «با قطعیت تمام به شما می‌گویم که وضعیت امروز، نتیجه مصونیت متجاوزان دوران جنگ داخلی است. برخی مردان خرافی تصور می‌کنند تجاوز به دختر بیماری را درمان می‌کند و یا برای آنها ثروت می‌آورد، حتی به نوزاد سه ماهه هم رحم نمی‌کنند. اما دلیل این اتفاق فقط خرافات نیست. آن مرد به خوبی می‌داند که هیچ مجازاتی در انتظارش نیست و به راحتی قسر درمی‌رود.»

راکونگو ادامه می‌دهد: «تمامی خدمات آموزشی، بهبودی و ... که در پانزی ارائه می‌شود، نقش درمانی دارد. اما مهم‌تر از درمان، ایجاد بازدارندگی برای خشونت و پیشگیری از آن است. بخش این عمده این مسئولیت بر عهده دادگاه‌ها، قانونگذاران و ماموران حافظ امنیت است اما نجات‌یافتگان و حامیان آنها در مزون دوکراس و پانزی هم می‌توانند و توانسته‌اند که نقشی موثر ایفا کنند. با گرد هم آمدن، سخن گفتن و علنی‌سازی روایات خشونت جنسی، انتشار عکس‌ها، آهنگ‌ها و ... . آنها احساس شرم حاصل از تجربه تجاوز را به چالش کشده و نابود کرده‌اند. شرمی که در گذشته به حفاظی برای متجاوزان تبدیل شده بوده است.

 

 

 از دیدگاه پلاتو، رهبری حقیقی چنین ماهیتی دارد: «من از تعداد زیادی از رهبران جهان عکاسی کرده‌ام. بیش از هر عکاس دیگری. وقتی با چنین داستان‌هایی مواجه می‌شوم، به نظرم می‌آید که رهبران واقعی این زنانند. اینکه آنها را به چشم قربانی نگاه کنیم بسیار ساده‌انگارانه است. بله آنها بی‌تردید قربانی خشونت بوده‌اند اما هم‌زمان از خود شجاعت نشان می‌دهند، با خواست خودشان جلوی دوربین می‌ایستند و داستانشان را در جهت تغییر وضع موجود روایت می‌کنند.»

 

نویسنده: آرین بیکر

منبع: time

 


[1] http://www.platonphoto.com/

[2] https://panzifoundation.org/

[3] Abstract: The Art of Design, https://www.netflix.com/nl-en/title/80057883   

[4] متن در سال 2017 منتشر شده است

[5] fistulas