پروندهٔ کریستا پایک و شکست ایالت تنسی آمریکا در اجرای حکم اعدام او، بحث گستردهای را دربارهٔ مجازات مرگ در ایالات متحده باز کرده است. کریستا پایک، که اکنون ۵۰ سال دارد، در ۱۸ سالگی به همراه دوستپسر ۱۷ سالهاش دست به قتلی فجیع زده بود. هرچند که نمیتوان در پروندهٔ او از بیگناهی سخن گفت، اما وکلایش بارها به خشونتهای جنسی فجیع که از سن بسیار پایین تحمل کرده اشاره کردهاند.
پایک خواسته بود که به روشی به جز تزریق (که روش معمول اعدام در ایالات متحده است)، و با طناب دار اعدام شود و یا لااقل تیم اجرای اعدامش زن باشند. برای او، بستهشدن دست و پا به تخت توسط مردان و تزریق دارو توسط آنها میتوانست به دلیل سابقهٔ خشونت جنسی که در زندگیاش تجربه کرده بود، بسیار آسیبزا و تحریککننده باشد. در عین حال، او از «شکست» اعدام از طریق تزریق هم میترسید و میگفت ویژگیهای بدنیاش مانع مرگش خواهد شد. درخواستهایی که توجهی دریافت نکرد و تحقق هم پیدا کرد.
شامگاه ۳۰ سپتامبر، کریستا پایک روی تخت اعدام بسته شد. مأموران ابتدا یک دوز پنتوباربیتال و سپس، چون او نمرد، دوز دوم را به او تزریق کردند. شاهدان گفتهاند که پایک حتی پس از تزریق دارو همچنان نفس میکشید، خروپف میکرد و بخشهایی از بدنش را از تخت بالا میبرد. او از درد سوزاننده در بازویش شکایت میکرد و میگفت انگار بازویش «دارد میترکد». بیش از یک ساعت پس از آغاز عملیات، آمبولانس خبر شد. پایک بهشدت آسیب دیده بود، اما زنده بود.
حالا وکلای او میگویند که پس از حدود ده روز به هوش آمده وبسیار عصبانی و بهتزده است. پیشتر نیز وکلایش اعلام کرده بودند که او در ۶ اکتبر به هوش آمده، اما بازوهایش بهشدت آسیب دیدهاند، هنوز توان کامل ندارد و مسیر بهبودیاش طولانی است. پزشکان و وکلای او نگران آسیب مغزی دائمی هستند، زیرا انتقال او به بیمارستان بیش از یک ساعت پس از تزریق دارو انجام شد.
پنتوباربیتال مادهای بسیار قلیایی و شبیه سفیدکننده است. اگر وارد بافت شود، میتواند سوختگی شیمیایی شدید ایجاد کند. بنفششدن بازوهای پایک و تاول و سوزش در محل تزریق، نشانههایی است که این فرضیه را تقویت میکند. به گفتهٔ یک پزشک، احتمالاً مقدار کافی دارو به مغز پایک رسیده تا او را بیهوش کند، اما برای متوقفکردن تنفسش کافی نبوده است.
همصدایی بیش از 300 کنشگر فمینیست در برابر احکام اعدام
«زن، زندگی، آزادی» و نفی مطلق اعدام
چرا مقابله با مجازات اعدام امری فمینیستی است؟
پروندهٔ پایک تنها دربارهٔ یک خطای فنی در شب اعدام نیست. وکلای او پیشتر هشدار داده بودند که پروتکل تزریق کشنده ممکن است برای او شکست بخورد. آنها به مشکل رگهای او، سابقهٔ آسیبهای روحی شدید و خطر تجربهای مشابه با اعدام ناقص تونی کارترز اشاره کردند. کارترز چند ماه پیشتر، در ماه مه ۲۰۲۶، قربانی شکست سیستم اعدام تنسی شده بود.
مأموران حدود یک ساعت تلاش کردند رگی برای تزریق پیدا کنند؛ بدن او را در نقاط مختلف سوراخ کردند و در نهایت تلاش ناموفقی برای قرار دادن خط مرکزی در سینهاش انجام دادند. اجرای حکم او متوقف شد، اما او دچار خونریزی، زخمهای متعدد و آسیب روانی شدید شد. پایک نیز پیش از اعدام دربارهٔ اثر پنتوباربیتال هشدار داده بود. او در مصاحبهای ضبطشده گفت شنیده است که این دارو «خیلی میسوزاند» و از احتمال خفهشدن و غرقشدن در مایعات و خون بدنش ابراز ترس کرده بود.
جنسیت پایک نیز از ابتدا یکی از عوامل اصلی توجه رسانهای به پرونده بود. او مدتها تنها زن محکوم به اعدام در تنسی بود و اگر اعدام میشد، نخستین زنی میشد که از سال ۱۸۱۹ در این ایالت اعدام میشد. از سال ۱۹۷۶ تنها ۱۸ زن در آمریکا اعدام شدهاند؛ یعنی حدود یک درصد کل اعدامها. اما جنسیت او فقط در سطح «نادر بودن» اعدام یک زن اهمیت ندارد. وکلای پایک گفتهاند او در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته و در ۱۱ و ۱۷ سالگی نیز مورد تجاوز قرار گرفته است.
در یک پژوهش دانشگاهی درباره ۴۸ زن محکوم به اعدام در آمریکا، مشخص شد که دستکم ۹۶ درصد از آنها پیش از زندانیشدن، نوعی خشونت مبتنی بر جنسیت را تجربه کرده بودند؛ از جمله خشونت جسمی، جنسی یا روانی. از میان افرادی که سابقه چنین خشونتی برایشان ثبت شده بود، ۸۹ درصد خشونت جسمی یا جنسی و ۶۷ درصد هر دو نوع خشونت را تجربه کرده بودند. همچنین، حدود ۸۰ درصد زنان این نمونه پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی با آزار شدید مواجه شده بودند. در بسیاری از موارد، عامل خشونت یکی از اعضای خانواده، مراقبان یا شریک عاطفی آنها بود. پژوهش نشان داد که آزارها اغلب محدود به یک اتفاق نبوده و در طول زندگی تکرار شدهاند.
به باور مدافعان پایک، تاریخچهٔ طولانی و شدید خشونت جنسی و جسمی باید دستکم در محاکمه و تصمیمگیری دربارهٔ مجازات او دیده میشد؛ حتی اگر چنین تجربههایی گناه او را از میان نمیبرد. اعدام ناقص پایک بحث دربارهٔ مجازات اعدام در آمریکا را دوباره زنده کرده است. سازمان ملل، عفو بینالملل و کارشناسان حقوق بشر این ماجرا را نمونهای از نقض ممنوعیت شکنجه و بیرحمی نهادینهشده در نظام کیفری آمریکا خواندهاند.
در بسیاری از کشورهایی که اعدام را لغو کردهاند، این پرونده بیشتر نمادی از خشونت دولتی و ارتجاع حقوقی آمریکا دیده میشود. با این حال، واکنشها یکدست نیستند. برخی منتقدان تزریق کشنده را کنار میگذارند، اما بهجای لغو اعدام، به دنبال روشهای دیگر اعدام میروند: گاز نیتروژن، جوخهٔ آتش، صندلی الکتریکی یا حتی طناب دار. خود پایک نیز درخواست طناب دار کرده بود، نه به این دلیل که آن را انسانیتر میدانست، بلکه چون تزریق کشنده را برایش ترسناکتر و دردناکتر میدانست.
این وضعیت نشان میدهد که بخشی از بحثها در آمریکا هنوز بر سر «چگونه اعدام کنیم» میچرخد، نه «آیا اصلاً باید اعدام کنیم یا نه». منتقدان میگویند جایگزینکردن یک روش خشن با روشی دیگر، مسئلهٔ اخلاقی را حل نمیکند؛ چون مشکل، فناوری یا دارو نیست، بلکه خودِ تصمیم دولت برای کشتن یک انسان است.

