نویسندگان: سائمه سلطانی، مزدا مهرگان و هلن فرمان
در روزگاری که صدای حدود ۱۵ میلیون زن در داخل افغانستان با ستم و سرکوب طالبانی خاموش شده، هر صدا، روایت، نوشته و کنش اجتماعی آگهیبخش، ارزنده و مهم است. در این برهه زمانی زنان آگاه و فمینسیتهای افغانستانی با نشر مقالات و تحلیلهای روشنگرانه، پادکستها، گفتگوها، مصاحبهها، نشستهای مجازی و … همواره تلاش کردهاند تا نقشی اثرگذار در تغییر رویکرد سازمانیافته فرودستسازی عمدی زنان در جامعه سنتی و مردسالار افغانستان داشته باشند. تلاشهایی که همزمان با موجی از برچسپزنی، تحقیر و اتهامپراکنی علیه آنان از سوی مدافعان بقای سنت مردسالاری که سالها از زنان قربانی گرفته و آنان را به جنس دوم و فرودست بدل کرده است، مواجه میشود. زنانی که از برابری، کرامت انسانی و حق انتخاب سخن میگویند، نه با استدلال که با صفاتی تحقیرآمیز و سرکوبگرانه چون: «عقدهای»، «مردستیز»، «احساساتی»، «روانی»، «بیسواد» و … سرکوب و ترور شخصیتی میشوند. در واقع این برچسبها نه نقدی علمی و منصفانه، بلکه سازوکارهایی برای خاموشکردن صداهای مطالبهگر و تلاش برای حفظ مناسبات نابرابر قدرتاند.
نسبتدادن «مردستیزی» به کنشهای برابریخواهانه و مطالبات مشروع زنان نیز به عنوان حربهای آشنا و کارآمد در چنین شرایطی، در حفظ وضعیت به نفع نظام سلطه و سرکوب بکار میرود و آن نیز به هدف تبدیل مطالبه عدالت به نفرتپراکنی بیشتر است تا اصل بحث به حاشیه رانده شود. از آنجا که این اتهامها در واقع تلاشی است برای تقلیل یک گفتمان اجتماعی و حقوقی به تجربههای فردی و آسیبهای شخصی؛ گویی هر زنی که از تبعیض سخن میگوید، نه از ساختارها بلکه از عقدههای شخصیاش حرف میزند، گروهی از کنشگران و فمینیستان افغانستانی با نوشتن این مقاله تحلیلی مفصل و استناد به منابع معتبر به واکاوی پهلوهای پیدا و پنهان این موضوع پرداخته و علت بروز واکنشهای انتقادی علیه فمینیستهای افغانستانی را برجسته ساختهاند. با توجه به نقش مهم رسانه و پایگاههای خبری در جهتدهی افکار عامه، رسانه راوی زن به عنوان پایگاه اطلاعرسانی و روایتگری متعهد و رسالتمند، با نشر و همگانیسازی تحلیلها و روایتهای عدالتطلب و برابریخواهانه اینچنینی در کنار زنان افغانستان میایستد و مخاطبانش را به مطالعه آنان فرامیخواند. متن کامل مقاله را از اینجا دانلود کنید.

