دیدبان آزار

محرومیت زینب جلالیان از مرخصی استعلاجی؛ شکنجه، حبس ابد و ممانعت از رسیدگی پزشکی

«در این ظلمات زندان، دیده بر هم می‌نهم. طرحی محو از زندگی بیرون زندان در خیالم مانده است. دلم برای آغوش گرم مادرم، نگاه پرمهر پدرم، خنده‌های خواهرم و حتی اخم‌های برادرم تنگ شده است. دلم برای مردمان خونگرم و مهمان‌نواز کردستان و آهنگ‌های کُردی تنگ شده است. دلم برای بوی خاک، لاله‌های واژگون، درختان بلوط و سنجاب‌های بلوط‌خورش تنگ شده است. دلم برای چشمه‌های زلال، رودهای جاری، کوه‌های سر به فلک کشیده و شب‌های پرستاره تنگ شده است. با تمام رنج‌ها و دلتنگی‌ها، هفده سال گذشت… هفده سال!»

از نامه زینب جلالیان در آغاز هجدهمین سال حبس، منتشرشده در اسفندماه ۱۴۰۳

 

زینب جلالیان متولد ۱۳۶۱، تنها زن زندانی سیاسی در ایران است که به حبس ابد محکوم شده است. این زندانی سیاسی کرد در سال ۱۳۸۸ به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروه پژاک به اعدام محکوم شد. محکومیت او در سال ۱۳۹۰ به حبس ابد کاهش یافت. او از سال ۱۳۸۶ بدون مرخصی در زندان به سر می‌برد. خانواده‌اش می‌گویند که پیگیری‌های آن‌ها برای مرخصی فرزندشان تاکنون بی‌نتیجه بوده است. دادگاه رسیدگی به اتهامات زینب جلالیان بدون حضور وکیل مدافع برگزار شده و تنها چند دقیقه به طول انجامیده است: «پس از ماه‌ها انتظار و بلاتکلیفی رنج‌آور و طاقت‌فرسا، روزی نامم را از بلندگوی زندان با لحنی پر از کینه و نفرت صدا زدند. زنجیر بر دست و پایم بستند و مرا به دادگاهی فرمایشی بردند. سه دقیقه درباره‌ زبان مادری‌ام با قاضی بحث کردم. او مرا نمی‌شناخت، حتی به سخنانم گوش نداد. پس به چه چیزی استناد کرد و به من حکم اعدام داد؟ نمی‌دانم!» 

او در دوران حبس، بارها به‌طور غیرقانونی و خشونت‌آمیز بین زندان‌های مختلف جابه‌جا شده است و بارها با تهدید سلامتی روبرو بوده بی‌آنکه به خدمات پزشکی موثر دسترسی پیدا کند. ماموران برای اعمال فشار بیشتر بر او از خانواده‌اش هم استفاده کردند: « بعدها مرا به تهران تبعید کردند. شش ماه در سلول‌های اطلاعات، زیر فشارهای طاقت‌فرسا برای اعتراف و مصاحبه اجباری بودم. پس از سال‌ها، مأموران، مادرم را با تهدید به تهران آوردند. ناله‌های مادرم، فراتر از درک و غیرقابل‌ توصیف بود. تحمل درد فراق فرزند و حکم مرگ برای رووله‌اش، برای او بسیار دشوار بود و هست. رنج مادرم از صبوری‌اش بیشتر بود، اما در برابر ستم و ستمکاران سر خم نکرد. مادرم، تجلی غمی بزرگ بود؛ بی‌شک کلمات من از توصیفش عاجزند.»

 

 

جلالیان سال‌هاست که در پی شکنجه و ضرب‌وشتم در دوران بازداشت، با مشکلات بینایی درگیر است. او در نامه‌ای که در هجدهمین سال حبس خود منتشر کرد نوشته است: «ماموران سیاه‌پوش، رسم و رسومی عجیب داشتند. در آن مکان خوفناک، هیچ‌کس نباید دیگری را می‌دید. چشمانم را با چشم‌بندی سیاه بسته بودند و می‌پرسیدند: «اسمت چیست؟». می‌گفتم: «اسم من زینب است.». مرا می‌زدند و دوباره می‌پرسیدند: «اسمت چیست؟». باز می‌گفتم: «اسم من زینب است». باز هم می‌زدند، شکنجه می‌کردند و باز می‌پرسیدند: «اسمت چیست؟» بارها و بارها، سؤالی را تکرار می‌کردند. چه پاسخ می‌دادم و چه سکوت، فرقی نمی‌کرد؛ شکنجه‌ها ادامه داشتند. ذهن بیمارشان را درک نمی‌کردم. در آن مکان تاریک، هیچ روزنه‌ای به سوی روشنایی نبود، زیرا ماموران ستم، چون خفاشان از نور هراس داشتند. چند ماه بعد، مرا به زندان منتقل کردند. زندان‌بانان زن بودند، اما رفتارشان از آن مردان بی‌نام و نشان هم بدتر بود، و این برایم بسیار دردناک بود.»

به دلیل ابتلا به بیماری‌های متعدد، پزشکی قانونی یزد اعلام کرده که جلالیان توانایی تحمل حبس را ندارد، باید آزاد شود و تحت جراحی قرار بگیرد، اما نهادهای امنیتی، آزادی یا اعزام او به مرخصی استعلاجی را مشروط به «ابراز ندامت و توبه» کرده‌اند. به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان «جلالیان در بیستمین سال حبس خود همچنان از «فیبروم رحمی» رنج می‌برد و با وجود توصیه پزشکان برای اعزام به مراکز درمانی و پیگیری نتایج عمل آمبولیزاسیون، همچنان به بهانه توقف اعزام زندانیان به مراکز درمانی خارج از زندان در پی جنگ، در شرایط سخت جسمی نگهداری می‌شود. این زندانی سیاسی در اوایل مهر سال گذشته، پس از درخواست‌ مکرر‌ نهادهای حقوق بشری و افزایش فشارهای بین‌المللی، در حالی که ماه‌ها از «فیبروم رحمی» رنج می‌برد، در یکی از مراکز درمانی خارج از زندان یزد تحت عمل آمبولیزاسیون فیبروم قرار گرفت. با این حال، تنها ۲۴ ساعت پس از عمل و پیش از تکمیل دوره درمان، به زندان بازگردانده شد.»

در ماه‌های گذشته با وجود انجام عمل جراحی، خونریزی و دردهای شکمی زینب جلالیان به‌طور نگران‌کننده‌ای ادامه داشته و او همزمان دچار کم‌خونی شدید نیز شده است. پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، مسئولان زندان به بهانه شرایط جنگی، اعزام زندانیان بیمار به مراکز درمانی را متوقف کرده‌اند و درخواست‌های مکرر این زندانی سیاسی و دیگر زندانیان بیمار برای اعزام به مراکز تخصصی، هر بار از سوی مسئولان زندان رد شده است. به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان «شدت درد شکمی و خونریزی زینب جلالیان در هفته گذشته به حدی بوده که او برای چند روز حتی توان برخاستن از تخت خود را نداشته و در وضعیت جسمی وخیمی قرار گرفته است. در این مدت، پزشکان بهداری زندان اعلام کرده‌اند که احتمالاً تعدادی از فیبروم‌های رحمی او مجدداً رشد کرده‌اند و خواستار اعزام فوری وی به مراکز درمانی خارج از زندان شده‌اند تا وضعیت جسمی‌اش از طریق سونوگرافی و ام‌آر‌آی مورد بررسی قرار گیرد.»

شبکه حقوق بشر کردستان نوشته است: در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲ نهاد حقوق بشری و ۱۳ مدافع حقوق بشر در بیانیه‌ای مشترک که با ابتکار و همکاری سازمان REDRESS و شبکه حقوق بشر کردستان منتشر شد، بر ضرورت دسترسی فوری و حیاتی زینب جلالیان به خدمات درمانی تأکید کرده و خواستار پایان دادن به آزار و تهدید او و آزادی بی‌قید و شرط وی شده بودند. همزمان با انتشار این بیانیه، زینب جلالیان با انتشار نامه‌ای به شرح سال‌ها زندان، شکنجه، محرومیت از ملاقات و درمان پزشکی خود اشاره و اعلام کرده بود: «طبیعتا پس از حدود بیست سال زندگی در جایی مانند زندان، که ناچار به زندگی جمعی هستی، بیماری‌های پوستی، عفونی و اختلالات روحی و روانی سراغت می‌آید. بدتر از همه، شرایط نامناسب تغذیه در زندان باعث بروز بیماری‌های جسمی فراوان می‌شود. به‌ویژه زمانی که یک زندانی سیاسی باشی، محدودیت‌های بیشتری بر تو تحمیل می‌کنند؛ از جمله محدودیت‌های پزشکی. با وجود تشخیص پزشکان مبنی بر نیاز به دارو، هیچ رسیدگی‌ای صورت نمی‌گیرد.»




 

مطالب مرتبط