دیدبان آزار

ساختارهای کالت‌گونه چطور بازماندگان خشونت جنسی را سرکوب می‌کنند؟

نویسنده: غزاله معتمد

کالت را نمی‌توان فقط با حضور یک رهبر کاریزماتیک یا مجموعه‌ای از باورهای افراطی توضیح داد. آنچه یک کالت را به ساختاری مستعد خشونت و آزار تبدیل می‌کند، شبکه‌ای از مناسبات قدرت است که در آن اطاعت، وفاداری و سکوت به‌تدریج به ارزش اخلاقی و معیار تعلق به گروه بدل می‌شود. در چنین فضایی، خشونت جنسی نیز به بخشی از سازوکار درونی قدرت تبدیل می‌شود؛ سازوکاری که بقای خود را از طریق کنترل روانی، وابستگی عاطفی، انزوای اعضا از جهان بیرون و بازتعریف مداوم حقیقت و مشروعیت حفظ می‌کند.

خشونت در ساختارهای کالت‌گونه فقط در شکل آشکار و فیزیکی آن عمل نمی‌کند، بلکه از مسیر فرسایش تدریجی ادراک فرد از واقعیت پیش می‌رود؛ فرایندی که در آن، قربانی به‌مرور توان تشخیص مرز میان رضایت، اجبار، ترس و وابستگی را از دست می‌دهد. این وضعیت زمانی پیچیده‌تر می‌شود که قدرت فقط در اختیار یک رهبر نباشد و در لایه‌های مختلف گروه، از اعضای نزدیک به رهبر تا سازوکارهای مراقبت و کنترل جمعی، بازتولید و اعمال شود. همین شبکه درهم‌تنیده قدرت است که خشونت را پنهان، عادی و ماندگار می‌کند.

در این نظم، آزارگر جنسی اغلب فقط به‌عنوان فردی متهم به خشونت دیده نمی‌شود، بلکه حامل معنا، حقیقت و مشروعیت گروه معرفی می‌شود. موقعیت او در جایگاه «رهبر»، «مرشد»، «استاد» یا «چهره نجات‌بخش»، نوعی مصونیت نمادین می‌سازد و هر روایت خشونت علیه او، تهدیدی علیه هویت جمعی تلقی می‌شود. از همین‌جا افراد کالت و شبکه نزدیک به قدرت درون گروه، با سکوت، توجیه، بی‌اعتبارسازی بازمانده و دفاع از آزارگر، در پنهان‌سازی و تداوم خشونت نقش پیدا می‌کنند. بازمانده خشونت جنسی در چنین فضایی اغلب به‌عنوان تهدیدی برای انسجام و بقای گروه بازنمایی می‌شود.

افراد حاضر در کالت، حتی زنانی که خود در معرض تبعیض و خشونت قرار دارند، ممکن است به دفاع از آزارگر بپردازند؛ چرا که احساس تعلق، امنیت روانی و حتی معنای زیستن آنان در درون این ساختار تعریف شده است. برای بسیاری از این افراد، فرو ریختن تصویر رهبر فقط سقوط یک فرد نیست، بلکه فروپاشی جهانی است که سال‌ها هویت، باور و روابط خود را بر پایه آن ساخته‌اند. به همین دلیل، انکار خشونت و حمله به بازمانده، به حفظ نظم روانی و ایدئولوژیک گروه کمک می‌کند.

در بسیاری از کالت‌ها، اطاعت به‌تدریج در قالب «آگاهی»، «تعهد» و «رشد اخلاقی» بازتعریف می‌شود و فاصله گرفتن از قضاوت مستقل، نشانه وفاداری و خلوص فرد به شمار می‌آید. در چنین فضایی، افراد یاد می‌گیرند همدلی، اعتماد و داوری اخلاقی خود را نه بر اساس تجربه فرد آسیب‌دیده، بلکه بر مبنای نیازهای ساختار قدرت تنظیم کنند. همین سازوکار، خشونت را به رفتاری قابل‌ توجیه و عادی تبدیل می‌کند و بازمانده را در موقعیتی قرار می‌دهد که برای حفظ تعلق و پذیرفته شدن در جمع، ناچار به سکوت، پس گرفتن روایت خود یا حتی مقصر دانستن خویش شود.

در ساختارهای کالت‌گونه، سرزنش بازمانده اغلب راهی برای حفظ انسجام و مشروعیت گروه است. پذیرش وقوع خشونت، بسیاری از اعضا را ناچار می‌کند با این واقعیت روبه‌رو شوند که ساختاری که به آن تعلق دارند بر مناسباتی آسیب‌زا بنا شده است. به همین دلیل، بازمانده به‌سادگی با برچسب‌هایی چون «دروغگو»، «اغواگر»، «بی‌ثبات»، «خائن» یا «عامل نفوذ» بی‌اعتبار می‌شود و زبان تحقیر و تخریب، هم‌زمان به حذف روایت خشونت و بازتثبیت نظم درونی گروه کمک می‌کند.

همین سازوکار توضیح می‌دهد چرا خروج زنان از چنین چرخه‌هایی تا این اندازه دشوار است؛ زیرا افشای خشونت می‌تواند به معنای از دست دادن تمام شبکه عاطفی، اجتماعی و هویتی‌ای باشد که فرد سال‌ها در درون آن زیسته است. بسیاری از زنان پس از روایت آزار، از سوی اعضای کالت و شبکه نزدیک به قدرت درون گروه طرد و بی‌اعتبار می‌شوند و همین طرد، حمله جمعی و حذف اجتماعی، به ابزاری برای کنترل و وادار کردن دیگر اعضا به سکوت تبدیل می‌شود؛ تا جایی که زن به‌تدریج درمی‌یابد سخن گفتن ممکن است به حذف کامل او از جهان اجتماعی‌ای بینجامد که تمام احساس تعلق و امنیتش در آن تعریف شده بود.

به همین دلیل، فهم خشونت جنسی در کالت بدون تحلیل مناسبات قدرت ممکن نیست؛ زیرا آنچه خشونت را ماندگار می‌کند، فقط حضور یک آزارگر نیست، بلکه شبکه‌ای از وفاداری، ترس، وابستگی و مشروعیتی است که از او حفاظت می‌کند. در چنین ساختاری، کنترل تنها بر بدن زنان اعمال نمی‌شود، بلکه ادراک آنان از حقیقت، حافظه، اعتماد و حتی حق روایت کردن تجربه‌شان نیز دستکاری و محدود می‌شود. به همین دلیل، خروج از کالت و روایت‌گری خشونت، فرایندی برای بازپس‌گیری توانایی نام‌گذاری خشونتِ وارده، اعتماد دوباره به تجربه زیسته خود و بازیابی فردیتی است که سال‌ها در دل ساختار قدرت سرکوب و بازتعریف شده است.

 

مطالب مرتبط