دیدبان آزار: روز جهانی زنان امسال یکی از متناقضترین هشت مارسها بود. در حالی که پیشاپیش امکان برگزاری برنامههای هرساله در این روز در مواجه با سرکوب و کشتار دیماه پیچیده و تا حدی ناممکن شده بود، شروع جنگ و بمباران ممتد بسیاری از شهرها، در کنار قطعی اینترنت همین امکانات محدود را هم منتفی کرد. هشت مارس امسال، روزی بود که در آن مردم در تهران زیر باران اسیدی ناشی از بمباران به سختی امکان از خانه بیرون آمدن داشتند و حتی روایت کردن از همین شرایط هم بدون اینترنت چندان ممکن نشد. از این رو اغلب گروهها و کنشگران فمینیستی این روز را هم مانند روزهای دیگر جنگ به تلاش برای حفظ ارتباط و شبکههای مراقبتی و بدون امکانی برای برنامهریزی جمعی و حضور در این روز گذراندند. با این حال، بند سیاسی زنان در زندان اوین، در سایه بمباران، تشدید سرکوب و اعدام و امتناع حکومت از اجرای حق قانونی زندانیان برای بیرون آمدن در شرایط جنگی، همچنان بر سنت فمینیستی برای گرامیداشت هشت مارس با گفتگو، جمع شدن و کنشگری پافشاری کرده است. بنا بر گزارشی که به دست دیدبان رسید است در این بند برنامههایی از جمله اجرای «سرود صلح زنان»، برگزاری تئاتری با موضوع «زنی در آینه تاریخ» و نیز شعرخوانی برگزار شده است. همچنین زنان زندانی در این روز برنامهای برای جمعخوانی مجموعهای از مقالات با موضوعاتی مرتبط از جمله «زن در علم ژنولوژی»، «نه به خشونت علیه زنان»، «زن در شاهنامه»، «تجربهنگاری از موانع استقلال زن در ایران» و «روایت زنان از ستمهای خانگی و خیابان» داشتهاند. در کنار این برنامهها، جمعی از زندانیان این بند بیانیه مشترکی نوشتهاند که به دلیل قطعی اینترنت با تاخیر زیادی به دست دیدهبان رسیده است. در این بیانیه که متن کامل آن در ادامه میآید، آنها علیه جنگ موضعی صریح گرفتهاند، از همبستگی و همسرنوشتی زنان و دیگر انسانهای به حاشیهراندهشده در منطقه گفتهاند و از ضرورت مخالفت تمامقد با همه عرصههای سرکوب و قدرتورزی مردسالارانه نوشتهاند. نویسندگان این بیانیه، به تاریخ مبارزه و سازماندهی برای دستیابی به «شیوههای مدیریتی زنان بر اساس اداره شورایی و قدرت دادن به طبقات محروم جامعه» بازگشتهاند و در پایان دست تمام خواهران، سرکوبشدگان و همسرنوشتان خود را در جغرافیای ایران ودیگر بخشهای منطقه به گرمی فشردهاند تا این روزهای تاریک بگذرد.
***
متن کامل بیانیه جمعی از زندانیان بند سیاسی زنان اوین:
صور اولین جنگ بر تن زنان دمیده شد، زنده باد صلح و جامعه دموکراتیک
در برههای به سر میبریم که در آن گرامیداشت ۸ مارس با جنگ همراه شده است. اولین جنگ علیه جامعه و بنیانگذاری دولت در سومر (اوروک_عراق امروزی) پنج هزار سال پیش علیه بدن زن آغاز شد. آری تاریخ جنگ، تاریخ خلع سلاح اجتماعی زنان و طبقات محروم جامعه برای تشکیل اولین دولت در همین خاورمیانه بوده است. خاورمیانه، این «مهد تمدن»، نخستین مکانی که در آن زنان دست به آفرینشگری و تشکیل اولین اجتماعات انسانی زدهاند. بهخصوص در طول صد سال اخیر، این جغرافیا میدان کشمکش، تقسیم اراضی به دولت_ملتهایی کوچکتر، تجاوز و تهدید با دیدی اوریانتالیستی که مرز و مکان نمیشناسد، بوده است. واقعیت موجود در ایرانمان و خاورمیانه تنها محصول ۵۰ سال اخیر نبوده و نیست. بلکه دستاورد صد سال مداخله نظامی، استعمار، استثمار، غارت و سرکوب نیروهای پیشرو با مداخلات خارجی بوده است. آنچه خود علت بحران است طبیعتا نمیتواند فرشته نجات و راهحل باشد. همچنانکه ذهنیت مردسالار، خانه و خانواده را که خود نهادِ بازتولید اقتدار و خشونت است، ملک مطلق خود میداند و هرگونه سرکوب را حق خود میپندارد، دولت نیز با همین ذهنیت مام میهن را ملک خود و خشونت و سرکوب را حق مسلم خود میداند. غرب هم با دیدی مرکزگرایانه و «متمدن»، تجاوز و جنگ و مداخله نظامی از بالا را در کشورهای منطقه کاملا مشروع میپندارد. معالاسف میدانیم که برای آنها مردم اولویت نیستند و آنها تنها مرزهای سیاسی را ملک خود و زمین خشونتورزیشان میدانند؛ قیمت جان را چنان ارزان کردهاند که صدها کودک و زن و جوان را هیچانگاری میکنند و خودباختگی و فاشیسم چنان رگ و ریشه در آنها زده که انسانیت را از ریشه برکنده است. برای آیندهای پر از مه، جان را قربانی سیستمی اندکی نرم اما با بیشترین بهای جانی و نابودی زیرساختها و منابع میکنند.
آری شعار ما این است: بهای آزادی سنگین است و ما زنان این را تا مغز استخوان زیستهایم. اما با این روند آزادی را چه کسی و چگونه به ما خواهد داد؟ گ تجاوز، ذات ذهنیت مردسالاری است که موجودیت «زن، زندگی، آزادی» را با جنگ، گرسنگی، مهاجرت، صنعت پورن، فقر، بیکاری، آوارگی مورد حمله قرار میدهد. تبعاتی که سالیان سال برپا خواهد بود و در آنها صرفا پرچمی تاب داده میشود که حفظ ناموس و امنیت ملی و حفظ منافع سرمایهداری بر آن نقش بسته است. نتیجهاش بهرهکشی از زنان، مردم و نابرابری خواهد بود. جنگ همواره یک سرمایهگذاری است برای سود بیشتر. این جنگ در هیچ سوی آن متعلق به ما زنان نیست. دیکتاتورها ما را کاریکاتورهایی میپندارند که با نادیده گرفتنمان میتوانند هدف مبارزه ما زنان یعنی مدیریت مردمی و مشارکت حداکثری زنان را مختل کنند و منطق دولت مردسالار را تداعی و بازتولید کنند. اما، خودِ بودن ما زنان یعنی عاشق جلاد خود نشدن. ما بهعنوان پیشآهنگان تغییرات و انقلاب بایستی با ذهنیت تقدیس خدا_شاه و وطنپرستی که در اوج ابتذال تاریخی_اخلاقی_سیاسی خود به سر میبرد، به مبارزه برخیزیم و برای بنیانگذاری صلح و جامعه دموکراتیک با شیوه مدیریتی زنان بر اساس اداره شورایی و قدرت دادن به طبقات محروم جامعه که همیشه به حاشیهراندگان تاریخ دولت_ملت بودهاند آگاهیبخشی کنیم. سنگینترین باری که در این برهه بر دوش زنان است، آگاهیرسانی گسترده درباره تبعات جنگ و برداشتن گامهای استوار جهت قربانی نشدن مردم و کودکان این سرزمین و منطقه است. تا دست راستگرایان و قدرتطلبان فرصتطلب را از منطقه خود کوتاه کنیم.
در فضای مهآلود این روزها، رسالت ما زنان این است. ما، از بند زندان اوین در مرکز و پایتخت، دست تمامی مادران صلح، زنان زحمتکش، به حاشیهراندهشدگان و آگاهان به تاریخ را در سراسر جهان و خاورمیانه میفشاریم. به ایستادگی و پایندگیتان سلام میفرستیم. باور راسخ داریم که بدون آزادی زنان خاورمیانه، زنان ایرانی آزاد نخواهند شد؛ زیرا که آزادی آنان درهمتنیده است.

