دیدبان آزار

ضرورت تداوم گفت‌‌وگو درباره خشونت جنسی

تعرض در سایه تقدس خانواده

نویسنده: شیوا عاملی‌راد

دختر هجده‌ساله‌ای اهل بوکان پس از انتشار جسورانه‌ فایل‌های ویدیویی درباره آزار و خشونت جنسی‌ای که از سوی عمویش، علیه او اعمال شده بود، با موجی از تحقیر و بی‌اعتبارسازی از سوی آزاگر روبه‌رو شد و هم‌زمان نیز از سوی همان عموی خشونتگر و برخی از خواهران و برادران پدری‌اش با تهدید به قتل مواجه شد. این نوجوان، یک سال پیش پدر خود را از دست داده و همراه با مادر، خواهرها و برادرش زندگی می‌کند. فاطیما باباخانی، حقوق‌دان و مدیر خانه امن غیردولتی مهر شمس‌ آفرید، با حضور در منزل نسا بخشیده خبر داده که دادستان بوکان و سازمان بهزیستی این شهر به پرونده ورود کرده و  علیه افراد خشونتگر اعلام جرم شده است و اکنون این خانواده در شرایطی امن قرار دارند. طبق اظهارات خانواده، حکم بازداشت عموی این دختر نوجوان صادر شده اگرچه او هم‌اکنون متواری است. 

آزار جنسی دختری ۱۸ ساله توسط عمویش، #نورالدین_بخشیده، وکیل پایه یک دادگستری، بار دیگر یکی از تاریک‌ترین لایه‌های خشونت در جامعه را آشکار می‌کند: آزار جنسی در درون خانواده و توسط محارم؛ خشونتی که سال‌ها زیر لایه‌های سنگین سکوت، شرم تحمیلی و انواع تابوهای مذهبی، فرهنگی و اجتماعی پنهان نگه داشته شده است. این تابوها اجازه نمی‌دهند که این شکل از تعرض و خشونت به انظار عمومی برسد. با این حال، وقایع هولناکی از جنس آنچه برای این دخترآزاردیده رخ داده نشان می‌دهد که اشکال گسترده‌ای از تعرض در جامعه در جریان است؛ تعرض‌هایی که علنی‌سازی آن‌ برای فرد در معرض خشونت سنگین‌ترین هزینه‌ ممکن را دارد. این اتفاق هولناک بار دیگر این واقعیت را آشکار می‌کند که برخلاف تصویر مقدسی که فرهنگ مسلط از «خانواده» می‌سازد، خانه برای بسیاری از دختران و زنان همیشه پناهگاه نیست. گاهی ناامن‌ترین مکان برای آنان است؛ جایی که نابرابری قدرت و مالکیت مردانه بر بدن زنان در عریان‌ترین شکل خود عمل می‌کند. در چنین فضایی، آزار جنسی، تعرض و هم‌زمان شکستن بنیادی‌ترین حس امنیت در یک انسان است. کسی که باید حافظ و حامی باشد، به عامل آسیب تبدیل می‌شود.

اعتماد موجود در فضای خانوادگی نیز شرایطی فراهم می‌کند که چنین جرم و جنایتی برای مردان کم‌هزینه‌تر شود. این همان نقطه‌ای است که ساختارهای فرهنگی و مردسالار عمل می‌کنند؛ سکوت را طبیعی جلوه می‌دهند و به‌جای آن‌که مسئولیت متوجه عامل خشونت باشد، شرم را بر دوش کسی می‌گذارند که خشونت علیه او اعمال شده است. در اینجاست که خانواده را به حریمی تبدیل می‌کنند که نباید درباره‌اش حرف زد. نتیجه این است که خشونت می‌تواند سال‌ها در همان فضا تکرار شود، بی‌آن‌که دیده شود. کسانی که این خشونت را تجربه کرده‌اند باید از چندین لایه از تابوهای اجتماعی و فرهنگی عبور کنند تا بتوانند درباره آنچه بر آنان گذشته سخن بگویند. و آن‌گاه که کسی شهامت افشا کردن پیدا می‌کند، تازه با دیوار سخت ناباوری روبه‌رو می‌شود. در چنین شرایطی، وقتی یک فرد تصمیم می‌گیرد سکوت را بشکند، در واقع صرفاً روایت یک آسیب درباره یک تجربه شخصی نیست، بلکه هم‌زمان یکی از سخت‌ترین تابوهای اجتماعی را به چالش می‌کشد. «افشاگری» نوعی مقاومت در برابر ساختاری است که از فرد مورد خشونت می‌خواهد برای حفظ «آبرو» خاموش بماند.

در تجربه ویرانگر آزار جنسی توسط محارم، سکوت بسیاری از کسانی که این خشونت را تجربه کرده‌اند را نمی‌توان صرفاً به ترس یا انتخاب فردی تقلیل داد. کودک یا دختر جوان در چنین موقعیتی با شکافی عمیق در اعتماد مواجه می‌شود: کسی که باید منبع امنیت و حمایت باشد، به عامل خشونت تبدیل شده است. فروپاشی اعتماد در نزدیک‌ترین رابطه‌ها فشار روانی بسیار سنگینی ایجاد می‌کند. ذهن انسان برای بقا در برابر چنین تجربه‌ای گاه به سازوکارهایی مانند انکار، سرکوب، بی‌حسی عاطفی یا فاصله‌گیری روانی پناه می‌برد. در عین حال، سکوت فقط حاصل فرایندهای درونی نیست. در بسیاری از جوامع، ساختارهای فرهنگی، روابط نابرابر قدرت و تابوهای عمیق پیرامون بدن و جنسیت زنان فضایی می‌سازند که سخن گفتن درباره خشونت جنسی با خطر سرزنش، ناباوری یا بی‌اعتبار شدن همراه است. در چنین شرایطی، فرد خیلی زود درمی‌یابد که بیان حقیقت می‌تواند خود به منبعی تازه از آسیب تبدیل شود. به همین دلیل سکوت در بسیاری از موارد به راهبردی برای بقا بدل می‌شود؛ تلاشی برای محافظت از خود در برابر خشونتی که ممکن است نه‌فقط در لحظه آزار، بلکه در واکنش خانواده و جامعه نیز ادامه پیدا کند.

مطالعات تروما نیز نشان می‌دهند که چنین واکنش‌هایی بخشی از تلاش ذهن برای حفظ انسجام روانی در برابر تجربه‌ای است که می‌تواند بنیان احساس امنیت و اعتماد را به‌شدت متزلزل کند. آنچه از بیرون به‌صورت سکوت یا فاصله‌گیری دیده می‌شود، در بسیاری از موارد تلاشی روانی برای بقا در مواجهه با تجربه‌ای است که نظم معمول اعتماد، امنیت و رابطه را در هم می‌شکند. همین فهم نظری است که نشان می‌دهد چرا مواجهه با آزار جنسی، به‌ویژه زمانی که در درون خانواده رخ می‌دهد، تنها یک تجربه فردی نیست، بلکه زخمی عمیق بر ساختارهای اعتماد و امنیت در زندگی انسان است.

به همین دلیل همبستگی اجتماعی در چنین لحظه‌ای حیاتی است. اگر جامعه، رسانه‌ها و اطرافیان سکوت کنند یا صدای این روایت‌های تلخ نباشند ، همان سازوکاری تقویت می‌شود که سال‌ها این خشونت را پنهان نگه داشته است. بازتاب دادن صدای خشونت‌دیدگان اقدامی برای شکستن چرخه خشونت است. هر بار که یک روایت شنیده و جدی گرفته می‌شود، دیوار سکوت ترک برمی‌دارد. برای بسیاری از آنانی که هنوز در تنهایی و ترس زندگی می‌کنند، شنیده شدن چنین روایت‌هایی می‌تواند اولین روزنه امید باشد. همچنین آموزش کودکان و دختران و به‌طور کلی خانواده‌ها در زمینه این شکل از خشونت بسیار ضروری است. سکوتی که پیرامون آزار جنسی درون خانواده شکل گرفته، تا حد زیادی نتیجه ناآگاهی، تابوهای فرهنگی و فقدان زبان و مفاهیم لازم برای نام‌گذاری و فهم این تجربه‌هاست. به همین دلیل آموزش نه‌تنها به معنای ارائه اطلاعات، بلکه به معنای ایجاد آگاهی و توانمندسازی است.

کودکان و نوجوانان باید بیاموزند که بدن‌شان حریم شخصی دارد و هیچ‌ فردی در نزدیک‌ترین روابط خانوادگی، حق نقض این حریم را ندارد. آن‌ها باید بتوانند مرزهای بدنی خود را بشناسند، احساس ناامنی را جدی بگیرند و بدانند در صورت مواجهه با چنین موقعیت‌هایی چگونه واکنش نشان دهند و از چه مسیرهایی کمک بگیرند. هم‌زمان، خانواده‌ها نیز باید آموزش ببینند تا بتوانند فضایی امن و قابل‌اعتماد برای گفتگو ایجاد کنند؛ فضایی که در آن کودک یا نوجوان بداند اگر درباره تجربه‌ای نگران‌کننده سخن بگوید، با سرزنش، انکار یا بی‌اعتنایی مواجه نخواهد شد. چنین آموزشی یک اقدام پیشگیرانه و نیز گامی اساسی برای شکستن چرخه سکوتی است که سال‌ها امکان تداوم این خشونت را فراهم می‌کند. هرچه آگاهی عمومی در این زمینه بیشتر شود، امکان پنهان ماندن این شکل از خشونت کمتر خواهد شد و جامعه گام مهمی به سوی حفاظت از کودکان و زنان و ایجاد محیط‌های امن‌تر برخواهد داشت.

اگر قرار است خانواده جایی امن باشد، این امنیت با پنهان کردن خشونت ساخته نمی‌شود. امنیت زمانی شکل می‌گیرد که جامعه یاد بگیرد درباره این نوع خشونت حرف بزند، آن را جدی بگیرد، و مسئولیت را متوجه کسانی بداند که از قدرت و اعتماد سوءاستفاده می‌کنند. شکستن سکوت درباره آزار جنسی درون خانواده شاید دردناک باشد، اما تنها راهی است که می‌تواند این چرخه پنهان خشونت را متوقف کند. هر صدایی که در کنار این دختر بلند می‌شود، در واقع قدمی است به سوی جامعه‌ای که در آن هیچ دختری مجبور نباشد میان امنیت خود و سکوت یکی را انتخاب کند.

 

منبع تصویر: Nadine Denjean

مطالب مرتبط