جمعی از زنان کنشگر، دانشجویان، استادان و پژوهشگران مستقل و فعالان مدنی روژهلات کردستان، دادخواستی را در همبستگی با شاکیان و راویان پرونده جمال محمدی، عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه کردستان، و در اعتراض به مصونیت و برخورداری افراد صاحبقدرت از حمایت و نفوذ، امضا کردهاند. پرونده جمال محمدی و روایتهای مطرحشده از سوی شماری از دانشجویان زن، بار دیگر ضرورت ایجاد سازوکارهای مستقل و امن برای شنیدهشدن صدای آزاردیدگان و تضمین حق دادخواهی آنان را پیش میکشد. این دادخواست تلاشی است برای بیان یک موضع جمعی در برابر عادیسازی آزار و سوءاستفاده از قدرت و برای تأکید بر اینکه شأن و امنیت دانشجویان نباید تحت تأثیر جایگاه علمی، نهادی یا اجتماعی هیچ فردی قرار گیرد. مسئولیت جامعه دانشگاهی و مدنی تنها به پیگیری یک پرونده محدود نمیشود، بلکه باید معطوف به ایجاد محیطی باشد که در آن روابط قدرت نتوانند به ابزار آزار، خاموشکردن صداها یا جلوگیری از دادخواهی تبدیل شوند.
این دادخواست فراخوانی است به همبستگی و مسئولیت جمعی: همبستگی با کسانی که تجربه آزار را روایت کردهاند، و مسئولیت در قبال ساختن دانشگاهی که امنیت، کرامت، برابری و حق برخورداری از محیطی عاری از خشونت را برای همه تضمین کند. پایاندادن به چرخه سکوت و مصونیت، تنها با شنیدن صدای آزاردیدگان و مطالبه پاسخگویی از صاحبان قدرت و نهادهای مسئول امکانپذیر است.
به: جامعه دانشگاهی مستقل، شوراهای صنفی دانشجویان، انجمن های علمی دانشجویی، جنبشهای زنان، نهادهای مدنی و افکار عمومی در روژهلات کوردستان
ما، جمعی از زنان کنشگر، دانشجویان، استادان و پژوهشگران مستقل و فعالان مدنی روژهلات کردستان، این دادخواست را در همبستگی با شاکیان و راویان پرونده جمال محمدی، عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه کردستان، و در اعتراض به مصونیت و برخورداری افراد صاحبقدرت از حمایت و نفوذ، امضا میکنیم. این پرونده پس از روایتها و شکایت جمعی از دانشجویان زن مبنی بر آزار و تعرض جنسی توسط استاد نامبرده شکل گرفت و در مرحله بدوی، با استناد به شواهد و مستندات موجود، به صدور حکم اخراج او انجامید؛ اما در مرحله تجدیدنظر، این رأی نقض و حکم بازگشت وی به دانشگاه صادر شد. در شرایطی که نهادهای رسمی از حمایت مؤثر و قانونی از بازماندگان آزار جنسی و تضمین حق دادخواهی آنان ناتوان ماندهاند، جامعه حق دارد برای حمایت از آزاردیدگان و جلوگیری از تکرار آسیب، دادخواهی را از خلال سازوکارهای غیررسمی و جمعی دنبال کند. از این رو، هدف این دادخواست عمومی، پیگیری عدالت برای بازماندگان آزار، فراتر از سازوکارهای رسمی دادخواهی است؛ از طریق ایجاد همبستگی اجتماعی برای پاسخگو کردن آزارگر در مقابل جامعه، پایان دادن به مصونیت او و حمایت جمعی از صدای شاکیان و راویان. ما با آگاهی از اینکه مناسبات مردسالارانه و نابرابریهای نهفته در روابط قدرت، در برخی موقعیتها ممکن است به سود آزاردیدگان عمل کنند، تأکید میکنیم که صدای آنان مستقل از هرگونه منازعه و ملاحظه دیگری، صدایی مستقل و حامل دادخواهی است. از همین رو، از حمایت همه ذینفعان، کنشگران و اعضای جامعه دانشگاهی استقبال میکنیم؛ اما اجازه نمیدهیم مسیر دادخواهی به اختلافات شخصی، تسویهحسابها یا منازعات درونگروهی کسانی تقلیل یابد که سالها از روایت آزاردیدگان آگاه بودهاند، اما در برابر رنج آنان سکوت کرده و بیتفاوت از کنار آن گذشتهاند.
در این پرونده، مسئله سوءاستفاده جمال محمدی از موقعیت برتر خود در مناسبات قدرت برای تعرض به بدن و زندگی دانشجویان زن و همچنین برای ساختن حاشیهای امن و عدم پاسخگویی است؛ قدرتی که هم از مرد بودن و هم از استاد بودن در یک نظام سلسلهمراتبی نشأت میگیرد. علاوه بر سوءاستفاده از موقعیت قدرت برای آزار و تعرض جنسی به دانشجویان زن، روایتهای متعدد حاکی از آن است که استاد نامبرده از جایگاه نهادی خود برای نقض حقوق و کرامت دانشجویان، قلع و قمع فعالیت های صنفی و انجمنی دانشجویی، و امنیتی کردن مطالبه حقوق ملی از سوی دانشجویان کورد، از جمله حق تکلم و آموزش به زبان مادری، و همچنین برای مصون ماندن از پاسخگویی در برابر همه اینها سوءاستفاده کرده است. پایان دادن به این چرخه سوءاستفاده از جایگاه دانشگاهی و فقدان پاسخگویی، نیازمند دگرگونی بنیادین در ساختارها و مناسباتی است که امکان وقوع، تداوم و مصونیت از پاسخگویی را فراهم میسازند. ما باور داریم که فضای دانشگاه تنها از سوی ساختارهای زنستیز حاکم بر آن شکل نمیگیرد، بلکه از پایین نیز از طریق سکوت یا اعتراض، بیتفاوتی یا همبستگی اعضای آن و کل جامعه نیز بازتولید میشود. از همین رو، از نگاه ما تغییر واقعی نیازمند مشارکت فعال دانشجویان و استادان آگاه و همچنین کنشگران زنان و فعالان مدنی است تا دانشگاه بتواند به نهادی مسئول بدل شود؛ نهادی که امنیت، کرامت و حق برخورداری از محیطی عاری از خشونت را برای همه دانشجویان، بهویژه زنان، تضمین کرده و در برابر هرگونه آزار و سوءاستفاده از قدرت پاسخگو باشد. بر همین اساس، مخاطب ما همه کسانی هستند که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در ساختن، حفظ یا تغییر فضای دانشگاه نقش دارند؛ از استادان مستقل و دانشجویان گرفته تا اعضای جامعه مدنی، تا با مسئولیتپذیری جمعی در برابر آزار، سکوت و مصونیتسازی ایستادگی کرده و برای ایجاد فضایی امن، عادلانه و عاری از خشونت تلاش کنند. از همین رو، ما خواستار اتخاذ اقدامات فوری، مؤثر و شفاف از سوی آنان در زمینههای زیر هستیم:
- تحریم آکادمیک و طرد اجتماعی آزارگر: از دانشجویان، استادان، نهادهای دانشگاهی، و ناشران و فروشندگان کتاب میخواهیم هرگونه حضور در کلاس، دعوت برای نشست و کنفرانس، انتشار و فروش کتاب، و همکاری در انجام پروژههای مرتبط با جمال محمدی را تا تحقق پاسخگویی و عدالت متوقف کنند.
- ایجاد شبکههای مستقل حمایتی: خواهان شکلگیری شبکههای مستقل حقوقی، روانشناختی و اجتماعی برای حمایت از راویان و شاکیان و شاهدان و حفاظت از آنان در برابر تهدید، ارعاب و اقدامات تلافیجویانه از سوی آزارگر هستیم.
- سلب مشروعیت اخلاقی و علمی از آزارگر: خواهان ایستادگی در برابر هرگونه تلاش برای عادیسازی، تطهیر یا مشروعیتبخشی به استاد آزارگر هستیم؛ چراکه سرمایه علمی و هویت ملی هیچ فردی نباید به ابزاری برای پنهانکردن آزار، بیاعتبارسازی روایتهای آزاردیدگان و تداوم مصونیت آزارگران تبدیل شود.
- افشاگری عمومی و پایان دادن به سکوت: خواستار شکستن سکوت موجود پیرامون روایتگری و حمایت از شنیده شدن صدای راویان هستیم. پایان دادن به سکوت، گامی ضروری برای شکستن چرخهای است که از طریق انکار، پنهانکاری و بیاعتنایی، امکان تداوم آزار و مصونیت آزارگران را ایجاد میکند.
ما، امضاکنندگان این دادخواست، ایستادگی در برابر آزار، سکوت و مصونیتسازی را مسئولیت جمعی خود دانسته و ضمن اعلام همبستگی با راویان و شاکیان، تا رفع مصونیت استاد آزارگر و برقراری عدالت در کنار آنان میایستیم.
امضاکنندگان این دادخواست:
- Hawarî Jinan
- Hengaw Organization for Human Rights
- PELKEZÊRÎNE (Kurdistan LGBTIQ+ Community)
- RêMa
- Tawar Collective
- گرووپی کوییری دانیشتوانی تۆرۆنتۆ

