نویسنده: سبا معمار
هشدار محتوا: متن حاوی توصیفاتی از بهرهکشی جنسی، خشونت و تحقیر است.
در خبرهای جنایی ایالات متحده، ناپدیدشدن دستکم هفت زن باعث شده انبوهی از تصاویر و ویدئوهای پورنوگرافیک در اختیار پلیس قرار گیرد و بررسی شود. این تصاویر، خشونت و تحقیر علیه زنانِ دارای اعتیاد را نشان میدهند؛ زنانی که به گفته تولیدکننده تصاویر، «نحیف بودند» و «حاضر میشدند برای هروئین هر کاری بکنند.» به این زنان دستمزد پرداخت نمیشد و از اعتیادشان سوءاستفاده میشد تا جلوی دوربین مورد تحقیر قرار بگیرند، آسیب ببینند، احتمالاً خفه شوند و بمیرند، بیآنکه درباره سرنوشتشان پیگیری دقیقی انجام شود.
ریموند چارلز هورْش خود را «هنرمندی آوانگارد و ساختارشکن» میدانست و از جمله کسانی بود که پورنوگرافی را «هنر بصری» تلقی میکرد. او در مصاحبهای در ژوئن ۲۰۰۶ با مجله بیزار صراحتاً گفت: «آنها مدل نیستند. بازیگر هم نیستند. درباره پرداخت، بدون استثنا، تنها علاقه و خواستهشان مواد مخدر است. اگر آن را فراهم کنید، هر کاری میکنند؛ هر کاری. وحشت ماجرا همین است. هیچ حدومرزی وجود ندارد. من هرگز مستقیماً پول نمیدهم یا مواد مخدر فراهم نمیکنم. اما قطعاً زمینه آن را فراهم میکنم.»
همین مصاحبه بهخوبی آشکار میکند که هورش از زنان دارای اعتیاد بهرهکشی میکرده است: «آنها مدل نیستند، بازیگر هم نیستند» و «من هرگز مستقیماً پول نمیدهم.» با این حال، به نظر میرسد نه این اظهارات او و نه نمایشگاهها و تولیدات بصریاش که مرگ زنان را از طریق غرقکردن، بهدارآویختن یا خفهکردن به تصویر میکشیدند، نگرانی چندانی ایجاد نکرده بودند. او حتی در اینترنت درباره خودش نوشته بود که به «کاوش زنستیزانهاش در مفهوم جنسیت» شهرت دارد. به نحو متناقضی، هورش مدعی بود خشونت هولناکی که در فیلمها و عکسهایش دیده میشود، «صحنهسازی» شده است، اما در عین حال میگفت که دیگر مرزی برای عبورکردن باقی نمانده است. او با انتخاب زنانی که دسترسیشان به مواد مخدر به او وابسته بود، طرف مقابل را خلعسلاح میکرد.
وقتی دسترسی به ماده مخدر به بهای تندادن به تحقیر و سوءاستفاده تمام میشود، سخنگفتن از رضایت معنایی ندارد. دیدگاه سهلانگارانه غالب، بازیگران پورنوگرافی را «کارگر جنسی» تلقی میکند، اما زنان تصویرشده در میلیونها عکس و ویدئو که یک نفر مستقیما در بهرهکشی از آنان نقش داشته است، نه مدل بودهاند و نه بازیگر و نه هیچگونه دستمزدی دریافت کردهاند. آنها «آزادی انتخاب» نداشتهاند. همین مسئله میتواند سرنخ خوبی از عمق بهرهکشی در تولیدات پورنوگرافیک، چه در صنعت پورنوگرافی جریاناصلی و چه در تولیدات مستقل به دست دهد. در مصرف غالب تولیدات پورنوگرافی، نه با هنر یا پورن، که با کاتالوگی از قربانیان مواجهایم. بهخصوص که درباره آسیبپذیری زنان دارای اعتیاد یا زنان کارگر جنسی، بهرهکشی باید ملاحظهای بزرگتر و مهمتر باشد. مصرف پورنوگرافی که به طور آنلاین و به راحتی در دسترس قرار دارد، خشونت و تحقیر زنان را تحت عنوان «کار جنسی» و «انتخاب آزادانه» توجیه و عادیسازی میکند.
در همان مصاحبه سال ۲۰۰۶، وقتی از هورش پرسیده شد که آیا تا به حال پیش آمده که بخواهد این زنان را زیر بالوپر خود بگیرد، پاسخ داد: «از این نظر که عنکبوت ممکن است از مگس پذیرایی کند؟ من از این جهت تا حدی متناقضم چون شکارچی جنسیای همدل و مراقب هستم. بنابراین پاسخ، با قید و شرط، بله است.» او همچنین در پاسخ به این پرسش که «گفتهاید انگیزه اصلیتان برای عکسگرفتن، کیرتان است. آیا با این دخترها رابطه جنسی دارید؟» بسیار کوتاه و صریح گفت: «بله.» هورش در پایان همان مصاحبه اظهاراتی داشت که رضایت این زنان را زیر سؤال میبرد: «در واقع، هروئین، مانند بیشتر مواد مخدر، میل جنسی مصرفکننده را کاملاً از بین میبرد. اما از نظر مشاهدهگر، این ماده قطعاً مصرفکننده را آسیبپذیر، انعطافپذیر و حتی مایل میکند که انواع تحقیر و سوءاستفاده جنسی را تحمل کند.»
پیشتر در یک گزارش از ایران، نسیم سلطانبیگی در گفتوگویی با زنان کارتنخواب از زنی به نام نیاز نقل کرده بود: «هیچ زنی در دوران کارتنخوابی و مصرف مواد مخدر از سر تمایل با هیچ مردی نمیخوابد. این را به جرات میگویم، زیرا هیچ لذتی نمیبرد و این مسئله از سر نیاز یا اجبار اتفاق میافتد. آنها به پول یا مواد نیاز دارند و از سر تمایل این کار را نمیکنند، زیرا لذتی ندارد. کسی که خمار است، با فشار یک انگشت درد را ده برابر بیشتر احساس میکند، اما خود من در زمان خماری بارها مجبور شدم تن به تنفروشی بدهم و تحملکردن آن جسم بیگانه و نفسهایی که حالم را به هم میزد، دردآورترین لحظههای زندگیام بوده و فقط آرزو میکردم که زودتر تمام شود.» او ادامه میدهد: «بدتر از همه اینها تحمل دردی بود که در جسمم داشتم. من باید استخواندرد ناشی از خماری را تحمل میکردم. عرق سردی که میریختم و نفسهای فردی را هم که حتی نامش را نمیدانستم، تحمل میکردم. اینها هیچ لذتی ندارد و دردآورترین لحظات زندگی یک زن کارتنخواب است.»
توصیفات نیاز کمک میکند که شرایط این زنان را که در تولید میلیونها تصویر مورد بهرهکشی جنسی قرار گرفتهاند، بهتر درک کنیم. کاری که در این تصاویر صورت گرفته، بیقیدوشرط بهرهکشی جنسی است. زنانی که «کار»شان تولید پورنوگرافی نبوده، پولی دریافت نکردهاند، چارهای جز پذیرش هرآنچه به آنها تحمیل شده نداشتهاند، سلامت و ایمنیشان کوچکترین توجهی دریافت نکرده و کوچکترین سهمی نه از درآمدهای مادی و نه از «لذت» این قساوتها نبردهاند. همانطور که هورش به صراحت بیان کرده، این زنان بهدلیل مصرف مواد مخدر نه میل جنسی داشتهاند و نه قدرت یا ظرفیت ایجاد محدودیت و مقاومت.
هورش خودش در دهههای ۱۹۸۰ و ۲۰۱۰ بهدلیل جرائم مرتبط با مواد مخدر زندانی شد. او از سال ۱۹۷۳، با نخستین فیلم پورنوگرافیک خود که در دسته پورنوگرافی مستقل قرار میگرفت، «خاطرات اروتیک یک مرد شوونیستِ خوک»، فعالیت در این ژانر را ادامه داد. در سالهای بعد، رمان منتشر کرد، ویدئوهای کوتاه ساخت و بیشمار عکس هولناک گرفت. در تبلیغات آنلاین رمانهایش خود را چنین توصیف کرده بود: «هنرمند، فیلمساز، آهنگساز، نویسنده، اجراگر فیلمهای پورن، قاچاقچی مواد مخدر، فعال سیاسی، جاعل آثار هنری، جاعل اسکناس، پرورشدهندۀ ماریجوانا، سرباز فراری، فرد تحت تعقیب، جامعهستیز [سوسیوپت]، زندانی سابق و شروری تمامعیار.»
حال، میراث او انبوهی از محتوای تصویری است که بررسی تنها ۳۰ درصد از آنها، احتمال مرگ و ناپدیدسازی جسد هفت زن را برجسته کرده است. به گفتۀ پلیس، ممکن است این زنان هنگام تصویربرداری یا ضبط مرده بوده باشند و هنوز بهطور کامل مشخص نیست که در ساختمان آجری دوبلکسی در شمال فیلادلفیا چه اتفاقی افتاده است، اما یکی از بازرسان پلیس، درباره خشونت جنسیای که برای مدتی طولانی در این خانه جریان داشته، گفت: «سیاه است. خیلی سیاه.» همچنین در زیرزمین خانه موادی شیمیایی کشف شده که احتمال نابودسازی رد اجساد را قویتر کرده است.
منابع میگویند بازرسان تاکنون دستکم یک ویدئو پیدا کردهاند که ظاهراً هورش را در حال کشتن زنی در داخل این ملک نشان میدهد. همچنین تصاویری «تاریک و گرافیکی» از دو زن ناپدیدشدۀ دیگر ــماریبل فریسس و گابریل آماراندوــ به دست آمده است که آنها را ابتدا زنده و سپس مرده در داخل خانه نشان میدهد. منابع پلیس میگویند با ادامه تحقیقات، ممکن است تعداد زنانی که با این خانه مرتبط هستند افزایش یابد. یکی از زنانی که ممکن است مرده باشد و خانوادهاش خواستهاند هویتش فاش نشود، در ویدئویی مربوط به سال ۲۰۱۷ دیده میشود. طبق توضیح مقامات، او و هورش هر دو برهنهاند. زن مواد مصرف میکند، هورش به او پول میدهد، دستبند میزند، او را به تخت میبندد و سپس کمربندی را دور گردنش محکم میکند؛ تا جایی که به نظر میرسد زن مرده است. پزشکی قانونی پس از بررسی تصاویر هریک از این زنان، که زخمی و ناهوشیار به نظر میرسند، اعلام کرده است: «به نظر میرسد فوت کردهاند.» جسد هیچکدام از آنها پیدا نشده است و همهشان به نظر میرسد در دهه بیست زندگی خود بودهاند.
یکی از مأموران پلیس هشدار میدهد: «به یاد داشته باشیم که او داشته فیلم میساخته و بعضی از اینها ممکن است نقش بازیکردن باشد، اما بخشی هم ممکن است واقعیت داشته باشد.» هرچند که «صحنهسازی» همچنان فرضیهای جدی است، اما نمیتوان نادیده گرفت که خود هورش پیشتر گفته بود در آثارش با مدل یا بازیگر طرف نیست. از میان زنان ناپدیدشده، ماریبل فریسس ۲۷ سال داشت و پدرش در سال ۲۰۱۸ گزارش مفقودی او را ثبت کرده بود. گابریل آماراندو در سال ۲۰۱۲، زمانی که برای آخرینبار دیده شد، ۲۲ ساله بود. پدر و مادرخوانده فریسس او را دختری با آیندهای روشن توصیف کردهاند که اعتیاد مانع پیشرفت او شد.
پدرش گفت: «او هرروز به من زنگ میزد، اما یک روز ناگهان تماسهایش متوقف شد.» آخرینباری که دخترش را دیده بود، با هم پیتزا خورده بودند و او ۵۰ دلار به دخترش داده بود. پلیس همچنین درباره ناپدیدشدن همسر سابق هورش تحقیق میکند. او در سال ۲۰۰۴، زمانی که هورش ۶۰ ساله و همسرش ۳۰ ساله بود، با او ازدواج کرد. همسر سابق هورش درست پیش از ناپدیدشدنش در سال ۲۰۱۶، به خانوادهاش گفته بود که در خانه هورش به سر میبرد. مواد شیمیایی که در زیرزمین خانه کشف شده، احتمال از بینبردن اجساد را قویتر کرده است.

