دیدبان آزار

تحلیل جنبش‌های زنان در سودان جنوبی (2018-2025) از لنز اینترسکشنالیتی و کنش جمعی

پویایی‌های درون جنبشی در شرایط پساجنگ

نویسندگان: Lona Loduru Elia و Abraham Kuol Nyuon
برگردان: فرزانه صادقی مقدم، محمد صادقی مقدم

چکیده: این پژوهش پویایی‌های درونی جنبش‌های زنان در سودان جنوبی را بررسی می‌کند و بر تقاطع‌­های سن، قومیت و طبقه تمرکز دارد. هدف پژوهش نشان دادن چگونگی همبستگی و چندپارگی این هویت‌های درهم‌تنیده در درون جنبش زنان در شرایط پساجنگ سودان جنوبی است. این مطالعه بر مبنای چارچوب نظری فمینیسم اینترسکشنال (متقاطع) انجام شد و روش‌های کیفی و کمی را برای تجزیه و تحلیل داده‌های حاصل از مصاحبه‌های عمیق، بحث‌های گروهی متمرکز و تحلیل اسناد ترکیب کرد. یافته‌ها نشان داد که جنبش‌های زنان در سودان جنوبی از طیفی متنوع از سازمان‌ها، شبکه‌ها و گروه‌بندی‌های غیررسمی تشکیل شده‌­اند که منعکس‌کننده چشم‌انداز اجتماعی و سیاسی این کشور است. با این حال، این جنبش‌ها با چالش‌های چشمگیری نیز مواجه بودند، از جمله اختلافات سنی، قومی و طبقاتی. این مطالعه نشان داد که ۶۵ درصد از زنان زیر ۳۵ سال احساس می‌کردند که به طور سیستماتیک از سمت‌های رهبری کنار گذاشته شده‌اند، در حالی که ۷۰ درصد از سازمان‌های زنان در مناطق شهری مستقر بودند که این امر به کم توجهی به مناطق روستایی منجر می‌شد. علیرغم این چالش‌ها، این مطالعه لحظاتی از همبستگی متقاطع (اینترسکشنال) را شناسایی کرد، به ویژه در کارزارهای مقابله با خشونت مبتنی بر جنسیت و در گفت‌وگوهای صلح در سطح جامعه. این لحظات همبستگی با استفاده از رسانه‌های اجتماعی، شیوه‌های سنتی و رویدادهای فرهنگی ممکن شد که به تقویت اعتماد و پرورش حس همبستگی و تعلق به اجتماع میان زنانی با پیشینه‌های متفاوت کمک کرد. این پژوهش همچنین بر اهمیت پرداختن به موانع ساختاری در سازمان‌دهی تقاطعی تأکید کرد؛ از جمله کمبود منابع، ضعف زیرساخت‌های ارتباطی و محدودیت‌های امنیتی. برای مقابله با این موانع، این پژوهش توصیه کرد که سازمان‌های زنان سیاست‌های صریحی را برای تضمین نمایندگی متنوع تدوین کنند، برنامه‌های رسمی راهنمایی ساختارمند برای پرورش و توسعه رهبری (منتورینگ) ایجاد کنند و سازوکارهای تقسیم قدرت را اتخاذ کنند که نمایندگی واقعی و موثر از جوامع قومی متنوع را تضمین کند. این پژوهش به گفتمان‌های نظری گسترده‌تر در مورد رابطه میان تنوع و همبستگی در جنبش‌های اجتماعی کمک کرد و بینش‌های عملی برای تقویت کنش جمعی زنان در شرایط پساجنگ ارائه داد. یافته‌های این مطالعه پیامدهایی برای سیاست‌گذاری و عمل داشت و بر ضرورت فرآیندهای تصمیم‌گیری فراگیر و مشارکتی، آموزش شایستگی فرهنگی و حمایت از ظرفیت‌سازی برای سازمان‌های محلی و مردمی تأکید کرد.

کلمات کلیدی: پویایی‌های درون جنبشی، شرایط پساجنگ، تحلیل، اینترسکشنالیتی، کنش جمعی، سودان جنوبی، جنبش‌های زنان.

 

مقدمه

مفهوم اینترسکشنالیتی (تقاطعی) که نخستین‌بار توسط کرنشاو (۱۹۸۹) مطرح شد، برای فهم این‌که چگونه هویت‌های چندگانه، کنش‌گری سیاسی زنان را در بسترهای متنوع شکل می‌دهند، اهمیت فزاینده‌ای یافته است. این مفهوم، دیدگاه یکپارچه‌انگار از «زنانگی» را به چالش می‌کشد و نشان می­دهد که تجربیات هر فرد از قدرت، سرکوب و امتیاز، محصول موقعیت منحصر به فرد او در تلاقی دسته‌بندی‌های اجتماعی مختلف مانند جنسیت، نژاد، طبقه و سن است پژوهشگرانی مانند کالینز (۲۰۰۰) این چارچوب را توسعه داده‌اند تا نشان دهند چگونه این نظام‌های درهم‌تنیده قدرت بر بسیج اجتماعی و کنش جمعی تأثیر می‌گذارند. بدین ترتیب، این مفهوم لنزی انتقادی برای بررسی پویایی‌های پیچیده­ی درون هر جنبش اجتماعی فراهم می‌کنند.

در سودان جنوبی پس از جنگ، جنبش‌های زنان به‌عنوان کنشگران کلیدی در فرایندهای صلح‌سازی و گذار دموکراتیک پدیدار شده‌اند، با این حال، پویایی‌های درونی این جنبش­ها همچنان کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. با تکیه بر تحلیل یاکوب-هالیسو (۲۰۱۶) درباره اینترسکشنالیتی در زمینه‌های آفریقایی و کار گووس (۲۰۱۷) درباره جنسیت و سیاست در کشورهای شکننده، این مطالعه بررسی می‌کند که چگونه سن، قومیت و طبقه در تلاقی با یکدیگر، در شکل‌گیری همبستگی و چندپارگی در جنبش‌های زنان سودان جنوبی طی سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ نقش دارند. دوره گذار پس از توافق‌نامه احیا شده سال ۲۰۱۸ در مورد حل و فصل مناقشه در سودان جنوبی فرصت‌های بی‌سابقه‌ای را برای مشارکت سیاسی زنان فراهم کرده است، با این حال، این دوره، شکاف‌ها و تناقضات درونی عمیقی را نیز در جنبش زنان آشکار ساخته است.

با آن‌که زنان بیش از نیمی از جمعیت سودان جنوبی را تشکیل می‌دهند و نقش‌های حیاتی در ایجاد صلح در سطح جامعه ایفا کرده‌اند. با این حال، سازماندهی جمعی آنها بازتاب‌دهنده شکاف‌های اجتماعی گسترده‌تری است که اقدام یکپارچه را با پیچیدگی مواجه می‌سازد (جاک، ۲۰۱۸). هویت‌های متنوع زنان، چه بر پایه‌­ پیوند آن‌ها با یک قبیله خاص، چه بر اساس طبقه اجتماعی-اقتصادی و چه نسل و دوره‌­ زیست‌شان، می‌تواند هم ائتلاف‌هایی قدرتمند ایجاد کند و هم اصطکاک‌ها و تنش‌های درونی قابل‌توجهی پدید آورد. این پژوهش با تمرکز بر پویایی‌های درونی جنبش‌های زنان در آفریقا ــ به جای تمرکز صرف بر چالش‌های بیرونی ناشی از ساختارهای دولتی پدرسالارانه یا جنگ ــ به یک خلأ اساسی در پژوهش‌های مربوط به جنبش‌های زنان آفریقا می‌پردازد.

این مطالعه با تکیه بر چارچوب راث (۲۰۲۱) برای فهم اینترسکشنالیتی در پژوهش‌های جنبش‌های اجتماعی، بررسی می‌کند که آیا جنبش‌های زنان سودان جنوبی به آنچه او «اینترسکشنالیتی سیاسی» (توانایی پرداختن هم‌زمان به اشکال گوناگون ستم) می‌نامد دست می‌یابند، یا آن‌که همچنان در «اینترسکشنالیتی ساختاری» محدود می‌مانند؛ وضعیتی که سلسله‌مراتب موجود را در فضاهای کنشگری بازتولید می‌کند. برای مثال، آیا رهبران زن از طبقات فرادست به طور مؤثر از نیازهای زنان روستایی و کم برخوردار حمایت می‌کنند؟ یا همان شکاف‌های اجتماعی موجود در جامعه، در درون جنبش نیز پابرجاست؟ این رویکرد تحلیلی امکان بررسی دقیق‌تر موفقیت‌ها و ناکامی‌های ایجاد ائتلاف را فراهم می‌کند.

این تحلیل به مباحث نظری گسترده‌تر درباره­ رابطه­ میان تنوع و همبستگی در جنبش‌های اجتماعی کمک می‌کند. همچنین این بررسی، بینش‌های عملی برای تقویت کنش جمعی زنان در بسترهای پساجنگ ارائه می‌دهد. این مطالعه با بررسی هم لحظات موفقیت در ائتلاف‌سازی اینترسکشنال و هم نمونه‌هایی از چندپارگی، فهمی ظریف و چندلایه از این‌که چگونه سیاست هویت می‌تواند به‌طور هم‌زمان جنبش‌های زنان را در دولت‌های شکننده توانمند سازد یا محدود کند، فراهم می‌آورد. در نهایت، این پژوهش نقش ه‌راهی برای ساختن جنبش‌هایی فراگیرتر و تاب‌آورتر عرضه می‌کند؛ جنبش‌هایی که توان پیشبرد تغییرات پایدار را دارند. متن کامل مقاله را از اینجا دانلود کنید.

مطالب مرتبط