دیدبان آزار

وقتی زیستن جرم می‌شود

زن-ترنس‌کشی و حافظه‌ای که «پاک‌سازی» را نمی‌پذیرد

بر اساس گزارش جهانی Trans Murder Monitoring ، ۲۸۱ مورد قتل افراد ترنس و دارای تنوع جنسیتی بین ۱ اکتبر ۲۰۲۴ تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵ در جهان ثبت شده است. حدود ۹۰٪ قربانیان زنان ترنس بوده‌اند. حدود ۶۸٪ قتل‌ها در آمریکای لاتین و حوزه کارائیب رخ داده و برزیل بیشترین تعداد موارد ثبت‌شده را داشته است. در میان قربانیانی که شغلشان مشخص بوده، ۳۴٪ کارگر جنسی بوده‌اند و نسبت قتل فعالان حقوق ترنس نیز نسبت به سال‌های قبل افزایش یافته است. البته این اعداد حداقل تعداد موارد ثبت‌شده هستند چون در بسیاری از کشورها به دلیل گزارش نشدن، ثبت نادرست هویت جنسیتی یا نبود نظام آماری مناسب، احتمال کم‌شماری بسیار بالاست.

الگویی که در زن-ترنس‌کشی عموما تکرار می‌شود، مشابه با قتل‌های ناموسی، بر مبنای «پاک‌سازی» است: چه در نام و چه بر روی سنگ گور و چه در اسناد رسمی و چه در آمار و چه در حق سوگواری و چه در تخیل و حافظه جمعی و چه در امکان دادرسی. درواقع، زن-ترنس‌‌ستیزی، یعنی تجمیع ساختاری زن‌ستیزی و ترنس‌ستیزی، به شیوه‌ای از نفرت‌ورزی منجر می‌شود که در امتداد اشکال گوناگونی از طرد، تبعیض، و حذف سیستماتیک، نهایتا زن‌ ترنس را همچون زن خاطی در نظام مردسالاری قابل «پاک‌سازی» از جامعه می‌داند، این خشونت را ممکن و حتی لازم و لاجرم تخیل می‌کند و مردسالاری شرم پیشانی خود را پاک می‌کند.

روز شنبه رژه پراید در برلین مورد حمله قرار گرفت که طی آن یک نفر کشته و ۱۵ نفر زخمی شدند؛ امروز اعلام شد که تعداد قربانیان این حمله، به دو نفر رسیده است. پلیس هویت مهاجم را عبدالله ب. فاش کرده، یک مرد جوان ۲۱ ساله با گرایش به گروه‌های افراطی اسلام‌گرا، که در پی تعقیب پلیس و با شلیک گلوله کشته شد. در سوی دیگر، تصاویر مربوط به پراید ترنس‌ها در لندن است که با حضور هزاران نفر برگزار شد. تخمین زده می‌شود حدود ۱۵۰ هزار نفر در این راهپیمایی شرکت کرده باشند. مسئولان رویداد اعلام کردند این تجمع بزرگ‌ترین راهپیمایی در نوع خود در جهان بوده است. جمعیت در این راهپیمایی شعار می‌داد:

«یک مبارزه، یک نبرد؛ حقوق ترنس‌ها، حقوق فلسطین»

«نه پلیس، نه حکومت؛ ما خودمان برای سرنوشتمان تصمیم می‌گیریم»

و روی پلاکاردها نوشته شده بود:

«فمینیسم همیشه باید ترنس‌ها را شامل شود»

«مقاومت در برابر نسل‌کشی یک جرم نیست، یک وظیفه است»

«زندگی ترنس‌ها مهم است»

«خوشحالم وجود داری»

«ما بازماندگانیم»

«کوئیرها برای فلسطین»

زن-ترنس‌کشی هرگز امری فردی نیست. پشت داستان قتل هر زن ترنسی، جمع و اجتماعی است که او را طرد کرده، جمع و اجتماعی است که از او «هیولا» ساخته، که حق‌حیات او را به صرف «بقا»، آن‌هم بقای ناممکن تقلیل داده، که فعالانه در بقای ساختار مرد سالار کوشیده است، زنانگی و زن‌ بودن را تقبیح کرده و کنشی در راستای به سخره‌گرفتن نظام مسلط جنسی و جنسیتی را محکوم به «پاک‌سازی» دانسته است. زن-ترنس‌کشی تجمیع زن‌ستیزی و ترنس‌هراسی است، تجمیعی از لرزه‌های نظم سرکوب‌گر جنسیتی.

یک فرد ترنس در روایاتی که توسط گروه فمینیست‌ها برای ژینا منتشر شده درباره شرایط خود در ماه‌های اخیر نوشته است: «وقتی اعتراضات دی‌ماه شروع شد، من هم مثل خیلی‌های دیگر به خیابان رفتم. همان شب اول، کشتار را از نزدیک دیدم؛ اینترنت و آنتن قطع شد و حتی امکان تماس با آمبولانس نبود. ساعت‌ها از این پارک به آن پارک فرار می‌کردم تا بالاخره توانستم با یکی از دوستانم تماس بگیرم. در شب‌های بعدی، باز هم به خیابان رفتم و در یکی از برخوردها آن‌قدر کتک خوردم که دندان‌هایم شکست. چند روز بعد نیروهای امنیتی به خانه‌ کوچک من آمدند، همه‌چیز را به‌هم ریختند، وسایلم را شکستند و لپ‌تاپم را ضبط کردند. همین مسئله باعث شد کارم را هم از دست بدهم. بعدتر، با شروع جنگ و قطع اینترنت، چون کارم تولید محتوا بود، دیگر تقریباً نتوانستم کاری پیدا کنم. در این میان، چند دوست ترنس و کوئیر دیگر هم که جایی برای رفتن نداشتند به همان خانه‌ ۲۸ متری من آمدند. بعضی از آن‌ها از خانواده طرد شده بودند و به‌دلیل هورمون‌تراپی یا وضعیت جسمی‌شان، بازگشت به شهرهایشان برایشان خطرناک بود. ما بیکار، بی‌پول و بی‌پناه، جنگ و قطعی اینترنت را پشت سر گذاشتیم. ما حتی در بخش‌هایی از خود جامعه‌ی کوئیر هم جایی نداریم. بخشی از تجربه‌ی ما، مخصوصاً برای ترنس‌ها و افراد نانباینری، این است که نه حمایت خانواده را داریم، نه حمایت جامعه را، و گاهی نه حتی حمایت کامیونیتی LGBTQ را. هر روز با اضطراب، کابوس، بیکاری، بی‌پناهی و ترس از آینده بیدار می‌شوم.»

هم‌زمان در ایران، طی هفته‌های اخیر ویدئوهای خشونت علیه یک زن ترنس اهل تبریز به نام «هستی» در شبکه‌های اجتماعی میلیون‌ها بار دیده شد. این تصاویر پرتاب آجر، شکستن شیشه‌ها و حمله همسایگان به خانواده او را نشان می‌داد. به گفته هستی، همسایه‌ها قصد داشتند به دلیل ترنس بودن او، خانواده‌اش را مجبور کنند خانه‌شان را به نصف قیمت بفروشند و حتی آن‌ها را تهدید به مرگ کرده بودند. با وجود زخمی شدن پدر و پسرخاله‌اش و ضبط ویدئوها برای ارائه به مراجع قانونی، کلانتری محل نه تنها اقدامی علیه مهاجمان انجام نداد، بلکه همسایگان را شاکی و هستی و خانواده‌اش را متهم ثبت کرد. او بعدها اعلام کرد که تحت فشار مجبور به حذف این ویدئوها از صفحه خود شده است. سال گذشته، سوگند پاکدل، شهروند ترنس ۲۵ ساله، استان فارس به ضرب گلوله عموی خود کشته شد. این قتل در جریان جشن ازدواج پسرعموی سوگند رخ داد. اعضای خانواده سوگند پیش از مراسم ازدواج با تهدید تلاش کرده بودند مانع از حضور او در مجلس شوند؛ با این حال او با همان ظاهر زنانه‌ خود در مراسم شرکت کرد. در بدو ورود سوگند به محل جشن، عمویش ابتدا تیر هوایی شلیک کرد و سپس با شلیک گلوله‌ای به سر او، جانش را گرفت. پیش از این قتل، سوگند بارها با خشونت خانوادگی مواجه شده بود؛ از جمله تهدید، ربایش و ضرب‌ و شتم از سوی مردان طایفه‌اش. سوگند، از اعضای شناخته‌شده جامعه ترنس در شیراز، سال‌ها با طرد خانوادگی و خشونت‌های مکرر، به‌ویژه از سوی مردان طایفه خود، مواجه بود و در مهمان‌پذیری در شیراز زندگی می‌کرد. سوگند بارها در فضای مجازی خواهان به رسمیت شناختن حق زندگی آزاد برای افراد ترنس شده بود: «بگذارید زندگی کنیم.»

در میانه این هول، و در تکرار جزئیات خشونت و رنجی که بر جامعه زنان ترنس می‌رود، پرسش از زندگی‌خواهی و حق بر زندگی اما اساسی است. و البته، پرسش از هر تخیلی از مبارزات رهایی‌بخش و فمینیستی که در آن زندگی‌خواهی زنان ترنس را امری اساسی بداند. در برابر تکرار و تکثر زن-ترنس‌کشی اما باید پرسید، تا چه زمانی جامعه ترنس و کوئیر در ایران قرار است فقط زنده بماند و چه زمانی بالاخره زندگی خواهد کرد؟ تا چه زمانی مسأله‌ انسان‌های کوئیر و ترنس در ایران در میانه اخبار با «مرگ» مرئی خواهد شد و بعد دوباره، تا قتل/خودکشی بعدی به محاق خواهد رفت؟ و چه زمانی خواهد رسید که مقابله ساختاری با ترنس و کوئیرهراسی، خصوصا زن-ترنس‌هراسی و اشکال مختلف خشونت‌های ساختاری و جمعی آن به رسمیت شناخته شود؟ به قول دوستی، چه زمانی خواهد رسید که کوئیرها و ترنس‌ها، خصوصا زنان ترنس «آنقدر مرده باشند تا بالاخره بتوانند زندگی کنند.»

مطالب مرتبط