دیدبان آزار: یاسر نوزاد یکی از هزاران کودکی است که در طول سه سال درگیری میان ارتش سودان و نیروهای شبهنظامی پشتیبانی سریع (RSF)، از بازماندگان تجاوز جنسی متولد شدهاند. نسما مادر او هنوز چهره متجاوزان را به خاطر دارد. خانواده نسما در روزهای آغازین جنگ از خارطوم گریختند، اما یک سال بعد او برای برداشتن گواهیهای تولد، فارغالتحصیلی و ... به شهر بازگشت چون برای آغاز زندگی دوباره به این مدارک نیاز داشتند. نیروهای آراساف اتوبوس او را در میان کارخانههای خارطوم شمالی متوقف کردند، به همه دستور دادند پیاده شوند و مردان را از زنان جدا کردند. نسما در حین تجاوز سومین مرد مسلح از هوش رفت: «وقتی به هوش آمدم، صبح شده بود. بیرون رفتم و دیدم یکی از مردهای داخل اتوبوس، تیرخورده روی زمین افتاده و جان باخته است.»
روایت او با شیوه عملکرد نیروهای آراساف، که کارشناسان سازمان ملل آنها را به ارتکاب خشونت جنسی سازمانیافته متهم کردهاند، مطابقت دارد. شدت آسیب روحی به حدی بود که نسما تازه پس از پنج ماه فهمید باردار است. او تا شب پیش از عمل سزارین مطمئن نبود که میخواهد بچه را نگه دارد یا نه. او در حالی که یاسر سرش را در گودی گردنش پنهان کرده بود، به خبرگزاری فرانسه گفت: «دیگر نتوانستم از او دل بکنم. تقصیر پسرم نیست، همانطور که تقصیر من هم نبود. نمیتوانستم تحمل کنم که درد بکشد یا سر از جایی نامناسب دربیاورد.»
بسیاری از بازماندگان تجاوز باردارند
ریم السالم، گزارشگر ویژه سازمان ملل، گفته در سودان از تجاوز جنسی بهعنوان «سلاحی برای جنگ، سلطه، ویرانی و نسلکشی» استفاده میشود، بهعنوان ابزاری «برای نابود کردن بافت جامعه و تغییر ترکیب آن.» سلیمه اسحاق خلیفه، وزیر امور اجتماعی سودان، میگوید اکثریت قریببهاتفاق قربانیان که به گفته او شمارشان به هزاران نفر میرسد هرگز آنچه بر آنها گذشته را گزارش نمیکنند. بسیاری از سقطجنینها و واگذاری کودکان به فرزندخواندگی هم هرگز ثبت نمیشود. فقط در یک شهر دارفور، صدها دختر مورد تجاوز قرار گرفتهاند که هیچکدام به درمانگاه مراجعه نکردهاند و بیشترشان باردارند.
السالم میگوید بسیاری از خانوادهها دخترانشان را طرد کردهاند و شوهران، زنانی را که قربانی تجاوز شدهاند طلاق دادهاند. در حالی که بیشتر خانوادهها این کودکان را پنهانی بزرگ میکنند، برخی زنان دیگر از خانه رانده شدهاند، مورد نفرت و طرد قرار گرفتهاند یا حتی به همدستی با نیروهای آراساف متهم شدهاند. در پناهگاهی حصیری در شهره طویله در دارفور، حیات ۲۰ ساله، در حالی که تلاش میکند پسر چهارماههاش را بخواباند، داستانش را تعریف میکند. او سال گذشته هنگام فرار از تصرف اردوگاه پناهجویان زمزم توسط نیروهای آراساف، مورد تجاوز قرار گرفت. این اردوگاه در نزدیکی الفاشر قرار داشت. بر اساس گزارش سازمان ملل، نیروهای شبهنظامی در حمله به این اردوگاه که بیش از نیم میلیون نفر را در خود جای داده بود بیش از هزار نفر را کشتند و بهطور سازمانیافته به گروههای قومی غیرعرب تجاوز کردند. نیروهای آراساف ویدیوهایی منتشر کرده بودند و میگفتند تجاوز به زنان قومیتهای دیگر، برای تبار و خون آنها مایه افتخار است.
جنگی که بر بدن زنان تحمیل شد
حیات هنوز در شوک و آشفتگی روحی بهسر میبرد که به طویله رسید. پسر تپل و معصوم در آغوشش بیقراری میکرد: «فقط میخواهم آینده بهتری برایش فراهم کنم. نمیخواهم مثل ما بزرگ شود.» دهههاست که جنگ در دارفور بر بدن زنان نیز پیشروی میکند. تجاوزهای گسترده یکی از مصادیق اتهام جنایت علیه بشریت بود که علیه جنجوید مطرح شد؛ شبهنظامیان مسلحی که در دهه ۲۰۰۰ با حمایت دولت، دارفور را با خشونتهای قومی زخمی کردند و بعدها نیروهای آراساف از دل همان گروه شکل گرفتند.
حلیمه نخستین بار در نوجوانی، زمانی که در مزرعه کار میکرد، از سوی چوپانان مورد تجاوز قرار گرفت. بار دوم هنگام فرار به زمزم در سال ۲۰۲۲، و بار سوم زمانی که از اردوگاه پناهجویان میگریخت. او که اکنون ۲۳ سال دارد میگوید در طویله پزشکان به او قرصهای پیشگیری اضطراری دادهاند تا او را از حمل سومین فرزند حاصل از تجاوز نجات دهند. خبرگزاری فرانسه در طویله با چندین بازمانده تجاوز دیدار کرد. آنها در ماه اکتبر هنگام فرار از سقوط الفاشر، مرکز ایالت دارفور شمالی توسط نیروهای آراساف، باردار شده بودند. شبهنظامیان در الفاشر طی سه روز دستکم شش هزار نفر را کشتند.
راویه، ۱۷ ساله، میگوید پیش چشمش نیمی از گروهی را که همراهشان در حال فرار بود، در خیابان کشتند. سپس هرچه داشتند گرفتند و به آنها تجاوز کردند. او اکنون پنجماهه باردار است. عالیه، ۲۵ ساله، همراه چهار دختر دیگر دوباره به الفاشر کشانده و شش هفته در اسارت نگه داشته شد. در نهایت آنها نیمهشب موفق به فرار شدند. او بعداً جنینش را از دست داد. مگدا، ۲۲ ساله، همسرش را در حمله موشکی از دست داد. او همچنین شاهد مرگ برادرش بود که در جاده طویله هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. او از زمانی مورد تجاوز قرار گرفته، بارها به جنینی که در وجودش شکل گرفته فکر کرده است: «وقتی فهمیدم باردارم، با خودم گفتم اگر این بچه را از دست بدهم غم دیگری به غمهایم اضافه میشود. اما اگر زنده بماند، تقدیر است و بزرگش میکنم.»
اما همه نمیتوانند چنین تصمیمی بگیرند. برخی از زنان پس از تلاش برای خاتمه دادن به بارداری از طریق سقط ناایمن، دچار خونریزی میشوند و سراغ گلوریا اندریو، ماما و عضو سازمان پزشکان بدون مرز میآیند. او طی دو ماه حضورش در طویله، صدها بازمانده را معاینه کرده است که بسیاری از آنان در نتیجه تجاوز باردار شده بودند. اندریو میگوید: «بعضیهایشان حتی نمیتوانستند دربارهاش حرف بزنند. بعضی از زنانی هم که ناخواسته زایمان کردهاند، هنوز احساس انزجار و گسست عاطفی دارند. نمیتوانند به نوزادشان عشق یا توجه نشان دهند. این زنان مجبور میشوند کودکی را بزرگ کنند که مدام یادآور خاطره هولناک تجاوز است.»
هم مادر و هم پدر
در گرمای سوزان بعدازظهری در خارطوم، نوزاد پنجماههٔ فیحاء آرام خوابیده بود و انگشت خبرنگار خبرگزاری فرانسه را در مشت کوچکش نگه داشته بود. مادر ۳۰ سالهاش گفت : «البته شبها اصلاً نمیگذارد بخوابم. حالا مجبورم هم مادر باشم و هم پدر. مردی غیرنظامی به من تجاوز کرد. دوستش که یک سرباز ارتش و خارج از شیفت کاری بود، اسلحهبهدست نگهبانی میداد. وحشت کرده بودم که نکند مرا با گلوله بکشد.» سازمان ملل هشدار داده که خشونت جنسی و سوءاستفاده از زنانی که توسط ارتش بازداشت میشوند، بهدلیل ترس از انتقامگیری، بسیار کمتر از واقع گزارش میشود. با این حال، ناظران میگویند این موارد با راهبرد سازمانیافته نیروهای آراساف قابل مقایسه نیست. یکی از کنشگران سودانی میگوید آراساف برای به زانو درآوردن جامعه، آوارهکردن مردم و تحمیل سلطه تجاوز میکند، اما سربازان ارتش دست به تجاوز میزنند چون اطمینان دارند مجازات نخواهند شد.»
فیحاء در پایان سهماهه نخست فهمید که باردار است و میگوید از آن زمان بهندرت خواب راحتی داشته است: «بعضی وقتها از دستش کلافه میشوم. وقت شیر دادن میشود و دیگر خسته شدهام. اما کمکم حس مادری بیشتری در وجودم شکل گرفته. با این حال، خود مادر بودن واقعاً سخت است.» فیحاء، نسما و زنان بیشمار دیگری برای گرفتن شناسنامه برای فرزندانشان با مشکل روبهرو شدهاند. بدون شناسنامه، این کودکان نه میتوانند درمان پزشکی دریافت کنند، نه تحصیل کنند و نه از خدمات اجتماعی بهرهمند شوند. خلیفه میگوید از نظر قانونی نباید مشکلی وجود داشته باشد و برای شرایط اضطراری سازوکارهایی در نظر گرفته شده است. اما هنجارهای محافظهکارانه اجتماعی و فروپاشی نظام اداری، بسیاری را بیپناه رها کرده است.
«این بچهٔ آراساف است»
در ایالت محافظهکار الجزیره، در جنوب شرق خارطوم، زخمها هنوز عمیق و تازهاند، جایی که بسیاری از خانوادهها برای فرار از کابوس تجاوز گروهی، ازدواج اجباری و بردگی جنسی، برای همیشه روستاهایشان را ترک کردهاند. به گفته ائتلاف حقوق زنان سیها، دختران روشنپوستتر که از قومیتهایی متفاوت با نیروهای آراساف بودند بهطور مشخص درخواست میشدند و همچون غنیمت جنگی با آنها رفتار میشد. سال گذشته وقتی ارتش دوباره کنترل بخش مرکزی سودان را به دست گرفت، دولت برای مقابله با پیامدهای خشونتهای جنسی صورتگرفته توسط نیروهای آراساف، محدودیتهای مربوط به سقط جنین را کاهش داد. به گفته ریم السالم در مورد سقطجنین نوعی انعطاف ایجاد شده بود، اما بسیاری از زنان از آن خبر نداشتند و گرفتن مجوز هم لازم بود. از طرفی، بهخاطر انگ اجتماعی، عده زیادی حاضر نبودند موضوع را گزارش کنند. اوضاع زمانی پیچیدهتر شد که ابوعاقله کیکل فرمانده نیروهای آراساف در الجزیره، به بیان دیگر عامل بسیاری از این خشونتها، پس از تغییر جبهه همراه با شمار زیادی از نیروهایش، به یکی از فرماندهان ارشد طرف ارتش در همان منطقه تبدیل شد.
یکی از داوطلبان در الجزیره به ۲۶ زن و دختر کمک کرده تا سقط جنین انجام دهند. بیشتر آنها پیشتر بدون نظارت پزشکی مقدار زیادی داروی بسیار خطرناک مصرف کرده بودند. خلیفه از دختر ۱۶ سالهای یاد میکند که مجبور شد بارداری را تا پایان ادامه دهد. اما مادر آن دختر، درست لحظهای که نوهاش به دنیا آمد، نوزاد را بغل کرد، تحویل داد و گفت: «ما این بچهٔ آراساف را به خانه نمیبریم.» مادرش حتی یکبار هم او را در آغوش نگرفت. تیم خلیفه کودک را به زنی سپرد که سرپرستیاش را بپذیرد. برخی خانوادهها هم دخترانشان را از دست دادند و هم نوههایشان را. بسیاری از زنان و دخترانی که به اجبار به ازدواج نیروهای آراساف درآمده بودند، هنگام عقبنشینی این نیروها به دارفور منتقل شدند. زنانی که خانوادههایشان نتوانستند برای آزادیشان پول پرداخت کنند، همچنان در اسارت نگه داشته شدهاند. خلیفه میگوید در نیالا، مرکز ایالت دارفور جنوبی، دهها زن و دختر هستند که حالا فرزندانشان یک یا دو ساله شدهاند و هنوز در همان وضعیت گرفتار ماندهاند.
روزنهای از امید
دنیس براون، مقام ارشد سازمان ملل در سودان، میگوید: «فقط در یک شهر در دارفور، صدها دختر هستند که مورد تجاوز قرار گرفتهاند. برخی دیگر پس از عقبنشینی نیروهای آراساف، در خارطوم و الجزیره مانده بودند، زنانی که یا باردار بودند یا کودکی را در آغوش داشتند. بعضی خانوادهها تصمیم گرفتند بچهها را نگه دارند. آوارگی گسترده ناشی از جنگ، بهطرزی تناقضآمیز، گاهی به این خانوادهها کمک کرده تا کودک را بهعنوان خواهر یا برادر کوچکتر معرفی کنند، یا بگویند خانواده در دوران جنگ سرپرستی کودکی بیسرپرست را پذیرفته است. خیلیها دیگر همسایههای سابق را اطراف خود نداشتند، بنابراین زن میتوانست بدون اینکه کسی متوجه شود، زایمان کند. حتی خلیفه هم نمیداند چه تعداد فرزندخواندگی انجام شده است. بسیاری از این موارد بهصورت غیررسمی صورت میگیرد، بهویژه در شرق سودان که نگهداری از کودکان نیازمند، سنتی شناختهشده و پذیرفتهشده است. به گفته خلیفه روندهای اداری سادهتر شدهاند چون دولت تلاش میکند تا حد امکان کودکان رهاشده را در خانوادهها جای دهد. با وجود این، ریم السالم نگران است که این کودکان بدون بررسی و نظارت کافی به خانوادهها سپرده شوند.

