نویسنده: مینا
جیمز وایتهاوس، نماینده پارلمان، متاهل و دارای دو فرزند، با دستیار خود الیویا لیتون وارد رابطه میشود. این رابطه پرشور ماهها ادامه پیدا میکند، آن دو در آسانسور، در محیط کار و دیگر مکانهای عمومی با یکدیگر رابطه جنسی برقرار میکنند، پس از پنج ماه، وایتهاوس به یکباره این رابطه را تمام میکند. الیویا به کار خود ادامه میدهد و قرار است فضای حرفهای و کاری دوباره میان این دو برقرار شود. الیویا از این خاتمه آزرده است، عاشق وایتهاوس است و دلش میخواد پیوند عاطفی و جنسیشان ادامه پیدا کند. پس از جدایی، روزی وایتهاوس از انتشار مقالهای که دربارهاش منتشر شده و او را پرخاشگر خوانده عصبانی میشود. الیویا سعی دارد او را آرام کند. الیویا با حالتی لاسگونه میگوید پرخاشگری گاهی بسیار جذاب است. وارد آسانسور میشوند، با نگاه و زبان بدن همدیگر را فرا میخوانند و میبوسند، پرشور و با عطشی حاصل از مدتی دوری و جدایی. رفتار جنسی وایتهاوس خشن میشود. سوتین الیویا را پاره میکند. الیویا جا میخورد، چهرهاش در هم میرود و با دست و زبان بدن او را پس میزند و میگوید: «اینجا نه». وایتهاوس پاسخ میدهد: «کیرآزار نباش». کیرآزار ترجمهای است از اصطلاح تحقیرآمیز و سکسیستی prick tees که به زنانی گفته میشود که مردان را تحریک میکنند ولی از برقراری رابطه جنسی با آنان سر بازمیزنند. وایتهاوس با شوری یکطرفه ادامه میدهد و چهره الیویا همچنان مضطرب، حیرتزده و عاری از لذت و اشتیاق است.
رابطه پنهانی جیمز و الیویا به رسانهها درز پیدا میکند و جیمز تمام نیروها و منابع ممکن از جمله اراده و توان همسرش را برای عبور از این رسوایی و بازگشت به وضعیت عادی به کار میگیرد. درست زمانی که گمان میکند که اوضاع آرام شده، افکار عمومی قانع شده و همسرش هم او را بخشیده، خبر میرسد که الیویا به اتهام تجاوز جنسی از او شکایت کرده است. مینیسریال آناتومی یک رسوایی (نتفلیکس)، به موضوعات متعددی پیرامون خشونت جنسی میپردازد؛ از جمله مفهوم و معنای رضایت جنسی. کار الیویا بسیار دشوار است. او با الگوهای قربانی تمامعیار مطابقتی ندارد. با مردی متاهل وارد رابطه شده است و با قضاوت اخلاقی روبروست. به اینکه عاشق این مرد بوده اذعان دارد و علنا میگوید از اینکه وایتهاوس رابطه را تمام کرده ناراحت بوده است. او دقیقا همان زنی است که به اصطلاح «خودش کرم ریخته است» و حالا باید همه را قانع کند که در آن لحظه خاص که رفتار جیمز خشن و سلطهگرانه شده، در آن نقطه مشخص که ذهن و بدنش جیمز را پس زده، رابطه رضایتمندانه و مشتاقانه به تجاوز جنسی تبدیل شده است. وکیل مدافع وایتهاوس، الیویا را آماج پرسشهای کلیشهای قرار میدهد: «مگر دوستش نداشتی؟ مگر بارها در مکانهای عمومی با او نخوابیده بودی؟ مگر خودت برای ورود به آسانسور اغوایش نکردی؟ مگر به او نگفتی پرخاشگریاش جذاب است؟ مگر دلت نمیخواست دوباره با او بخوابی؟ مگر از اینکه رابطهاش را با تو تمام کرده بود ناراحت نبودی؟»
پرسشها، حضار و هیئتمنصفه را به قضاوتهایی هدفمند سوق میدهند. اینکه الیویا به دلیل اتمام رابطه توسط وایتهاوس، با طرح اتهام تجاوز، هدف انتقامجویانه داشته داشته است. اینکه الیویا خودش به دنبال جلب توجه و محبت وایتهاپس بوده و میخواسته با او بخوابد، چرا وایتهاوس باید به زنی که او را میخواهد و برای سکس با او «لهله میزند»، تجاوز کند؟ آن دو، بارها در مکانهای عمومی و پرریسک با هم سکس کردهاند و این ریسک لو رفتن به رابطه جنسیشان شور و هیجان داده است، پس چرا جیمز باید «اینجا نه» را به عدم رضایت الیویا تعبیر کند؟ وایتهاوس انکار میکند که به الیویا گفته کیرآزار نباشد. چون به خوبی میداند این اقرار، به اثبات فقدان رضایت الیویا منجر خواهد شد. چون نهتنها متوجه امتناع الیویا شده بلکه او را به دلیل عوض شدن نظرش، به دلیل تغییر بله به نه، تحقیر کرده و رابطه جنسی را ادامه داده و تحمیل کرده است.
دادستان تمام تلاش خود را میکند با اتکا به تعریف دقیق رضایت جنسی، تجاوز را اثبات کند. رضایت جنسی، در هر نقطهای از مواجهه جنسی میتواند واژگون شود. به این معنی که شما در حین دخول جنسی هم میتوانید نظر خود را تغییر دهید و عدم رضایت خود را با بواسطه کلام یا زبان و رفتار بدن اعلام کنید. حتی اگر خودتان آگاهانه و مشتاقانه این مواجهه را آغاز کرده و پیش برده باشید. اینکه بارها و بارها شورمندانه و عاشقانه با شریک جنسی خود خوابیدهاید، به معنای رضایت ابدی نیست. مواجهات جنسی، ممکن است پر از ابهام و تردید باشد. ملزومات سرراست و صریح و مطلقگرایانه، زنان را موظف میکند که پیش از ورود به مواجه جنسی بدانند که چه میخواهند و چه نمیخواهند. در صورتی که ممکن است خواستن و تمایل اولیه، طی فرایند دگرگون شود و به سمت و سوی نخواستن و بیمیلی بچرخد، حتی اگر خشونتی در کار نباشد. با اشاراتی به گذشته وایتهاوس در روند سریال، مشخص میشود او در دوران دانشگاه به دختری دیگر هم تجاوز کرده است. او پسری است جذاب، باهوش، ورزشکار، خوشآتیه و محبوب که زنان به اصطلاح برایش سر و دست میشکنند. یکی از همین زنان، در مواجههای اتفاقی، او را میبوسد. وقتی جیمز پیشروی میکند که لباس زیر او دربیاورد، او پسش میزند. جیمز به او هم میگوید کیرآزار نباشد و به دخول جنسی ادامه میدهد. این روایت در دادگاه علنی نمیشود چون سالهاست که کسی از این زن خبری ندارد که او را برای شهادت در دادگاه احضار کند.
برآیند سوال و جوابها طی محاکمه، به نفع جیمز است. او مردی است ثروتمند، بانفوذ، که با نخستوزیر هم بواسطه لاپوشانی جرائم گذشته، پیوند برادری و صمیمانه دارد. نخستوزیر خود را مدیون جیمز میداند و با تمام قوا پشت او میایستد. دادستان از جایگاه قدرت و نفوذ میگوید که چگونه به مرتکبان کمک میکند از مجازات مصون بمانند. دشواری اثبات تجاوز جنسی مردان «جذاب، محبوب، ثروتمند و قدرتمند» در همین است که دائما به این پرسش کلیشهای باید پاسخ داد: «مردی که دسترسی جنسی دارد و زنان زیادی به همخوابگی با او تمایل دارند، چه نیاز به تجاوز دارد؟» «چشمان نافذ» و «چهره گیرای» آیدین آغداشلو در رابطه با اتهامات خشونت جنسی، با همین منطق در مصاحبه شرق موضوعیت پیدا میکند. دادستان با خطاب قرار دادن هیئتمنصفه تلاش میکند ورق را برگرداند. برخی مردان بانفوذ اصلا «نه» را نمیشوند، نمیخواهند بشنوند، چرا که استحقاقی برای خود قائلند که «نه» را حتی اگر بشنوند جدی نمیگیرند. نمیخواهند بپذیرند که زنی آنها را پس زده است. چرا که به کارکرد جایگاه قدرت و ظرفیت خلعسلاحساز آن واقفند.
وایتهاوس با دروغ، دستکاری روانی و عاطفی و حتی سرزنش، سوفی همسرش را با خود همراه میکند و روان و زندگی او را برای بازسازی اعتبار خود و گرفتن رای برائت مصرف میکند. در نهایت هم از اتهام تجاوز تبرئه میشود. اما سوفی به مرور سرنخها و وقایعی را در گذشته پی میگیرد و در پایان داستان رشتههایش را پنبه میکند. مینیسریال آناتومی یک رسوایی، از بسیاری جهات ممکن است کممایه و فاقد ارزش سینمایی باشد. اما بدون شک، در زمینه چگونگی احراز رضایت جنسی در محاکم قضایی، حرفهایی برای گفتن دارد و دشواری اثبات تجاوز را در یکی از «مترقیترین» سیستمهای حقوقی دنیا نمایش میدهد، بویژه آنکه متهم مردی است پرنفوذ و محبوب. بیش از 50 نماینده پارلمان در انگلستان تاکنون با اتهامات سوءرفتار و خشونت جنسی مواجه شدهاند. پارلمان انگلستان مدتهاست درگیر اتهامات مطرحشده علیه اعضای خود است. فوریه سال گذشته، مجلس عوام بنا بود درباره طرحی که ورود نمایندگان متهمشده به سوءرفتار را به پارلمان ممنوع میکرد، تصمیمگیری کنند. اما این رایگیری برای «زمانی مناسب» به تعویق افتاد.