دیده بان آزار

خیابان

  • مگر پیروزی چیزی به جز تلاش در راه امید است؟

    گزارشی از نصب پوسترها در خرم‌آباد

    مگر پیروزی چیزی به جز تلاش در راه امید است؟

    مریم حاجی‌پور: حدود سه ماه پیش بود که تصاویر پوسترهای نصب شده در شهرهای مختلف را در پیج اینستاگرام یکی از دوستانم دیدم. اعتراف می‌کنم در ابتدا موضوع این پوسترها به نظرم آن‌چنان هم با اهمیت نرسید، با خود می‌گفتم کشور من دغدغه‌های مهم‌تری دارد و ح...
  • ما زنان چقدر برای حقوقمان می‌جنگیم؟

    گزارشی از نصب پوسترها در کرمان

    ما زنان چقدر برای حقوقمان می‌جنگیم؟

    نغمه غلامحسینی: از حدود دو سال پیش که خودم را برابری‌خواه دانستم، همیشه دغدغه‌ام این بود که در محیط سنتی کرمان چطور فعالیت‌های میدانی داشته‌باشم. گاهی مطالبی می‌نوشتم و در بعضی از کانال‌ها منتشر می‌شد. اگر جلسه‌ی معرفی کتابی بود در آن شرکت و سمی...
  • در نمایشگاه کتاب هم مورد آزار قرار گرفتم

    در نمایشگاه کتاب هم مورد آزار قرار گرفتم

    سپهر زندی: روز سه‌شنبه هجدهم اردیبهشت نود و هفت با جمعی از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر برای توزیع بروشور‌های منع آزارهای خیابانی زنان به نمایشگاه کتاب رفتیم. مدت‌ها بود دنبال فرصتی برای توزیع این بروشورها بودیم و چه جایی بهتر از نمایشگاه کتاب ب...
  • سازمان تاکسیرانی مداخله کند

    سازمان تاکسیرانی مداخله کند

    غنچه قوامی: تصمیم گرفتیم این بار برای نصب پوسترهای مربوط به شیوه نشستن در تاکسی به ایستگاه آزادی برویم. در همان بدو ورود به ایستگاه پس از توضیحات مختصر درباره فعالیت‌ها و اهدافمان، تعدادی از راننده‌ها جمع شدند و روایت‌ها و تجربه‌های خود را بازگو کردن...
  • نگذاریم نفرت وجودمان را بگیرد

    روایتی از نصب پوستر در دبیرستان دخترانه

    نگذاریم نفرت وجودمان را بگیرد

    ماهان محمدیان: اولین بار که پوسترها را دیدم با خودم گفتم این مسأله‌ای است که سن و سال نمی‌شناسد و من هم باید کاری کنم. خودم و همه دوستانم بارها و بارها در خیابان مورد آزار قرار گرفته‌ایم. یک بار هم کنارهم جمع شدیم و از تجربه‌هایمان گفتیم. زندگی‌...
  • به‌ خاطر دخترم

    دغدغه یک فروشنده برای نصب پوسترهای منع آزار خیابانی:

    به‌ خاطر دخترم

    مهتاب محمودی: بعد از انتشار پوسترهای منع آزار خیابانی در دانشگاه‌ها و فضای مجازی تصمیم گرفتیم این بار  آن‌ها را در سطح شهر و فضاهای عمومی‌ توزیع کنیم. تعدادی پوستر چاپ کردم و هر روز آن‌ها را همراه خودم می‌بردم تا در مغازه‌هایی که در مسیرم م...
  • روزی که ترسمان فرو ریخت

    روزی که ترسمان فرو ریخت

    ثمین چراغی: کوچه کناری مترو انقلاب منتظر دوستم نشسته بودم و تا دلتان بخواهد متلک شنیده بودم. دیر کرده بود. مردی با تلفن همراه روبرویم راه می‌رفت و نگاهم می‌کرد. خودم را زده بودم به کری و کوری. همان کاری که اکثر ما زنان در خیابان‌ها در مقابل آزار...
  • خیابان‌ها را پس می‌گیریم

    خیابان‌ها را پس می‌گیریم

    غنچه قوامی: صبح جلوی وزارت کار تجمع بود و خبر بازداشت رسید. با اینکه غیرمنتظره نبود، اما نای رفتن نداشتیم. با این حال بروشورها را چاپ کردیم و در ایستگاه‌های مترو پخش شدیم. گفته بودیم ۸ مارس خیابان‌ها را پس می‌گیریم. اما بعد از گذشت سال‌ها از خاموشی ا...
  •  درباره آزار خیابانی حرف بزنیم

    گزارشی از پخش بروشورهای مبارزه با آزار خیابانی در مترو

    درباره آزار خیابانی حرف بزنیم

    نگین باقری: از استرس نفسمان می‌لرزید. استرس اینکه مبادا مردم به حرفمان گوش نکنند، نکند متلک شنیدن برای آن‌ها بی‌اهمیت باشد، نکند کسی رویش را برگرداند. با همین اما و اگرها با صدای ضعیفی که به دو مسافر آن‌طرف‌تر نمی‌رسید وارد واگن شدیم و گفتیم: «س...