دیده بان آزار

آزار دیده‌ام - 3343

نقاشیمو قاب گرفته بودم و از نوشهر بر میگشتم اون روز ماشین کم بود مجبورا سوار ماشین غیر خطی شدم عقب یه دختر جوون نشسته بود که بین راه پیاده شد، راننده کم کم سر حرفو با من باز کرد حرفا و سوالاتی نظیر امروز چند شنبه هست؟ ساعت چنده؟ کجا میری؟ نقاشی؟ راننده متوجه شده بود کم شنوا هستم و برای اینکه نگاش کنم با انگشتش به بازو یا پام میزد و ایرادی ندیدم بهش گفتم کجا پیاده میشم و پرسید بعدش کجا میری که من شهر مقصدو گفتم و به طور باور نکردنی خیلی اصرار میکرد و حتی حالت التماس گرفته بود که خودش منو برسونه و دستشو گذاشت رو پام حس بدی گرفته بودم بهش گفتم منو پیاده کنه زور و اجبار تو کارش نبود ولی هنوز یواش میرفت و اصرار داشت خودش منو تا شهرم ببره و یهو دستشو آورد جلو سینمو لمس کرد، زدم زیر دستشو با فریاد گفتم چیکار میکنی؟ عصبی شده بودم و مدام با فریاد این سوالو تکرار میکردم و داد میزدم نگه دار دلم میخواست تا میتونم ازش دور بشم پیاده شدم و با تمام قدرت در ماشینشو کوبیدم و بهش فحش دادم حالم بد شده بود خیابون خلوت بود فقط یه دختر از تو ماشینش منو دید اولین بار بود همچین اتفاقی افتاده بود و از حس بدی که بهم دست داده بود گریم گرفت و همش یادم میومد که چقدر خونسرد بود و تا آخر لبخند میزد و با خودم گفتم کاش میزدمش تا دلم خنک بشه کاش بیشتر داد و فریاد میکردم و یادم اومد که قبل از اون دستم از ماشین بیرون برده بودم و فکر میکردم روز خوبیه اما...


نوع آزار:




واکنش:
تاریخ: 1399/06/06
محدوده زمانی: 19 تا 24 شب
جنسیت آزار دیده: زن
محدوده سنی: 18 - 25

استان: مازندران
شهرستان: -
آدرس محل: پل چالوس