دیده بان آزار

تاملی در باب فرهنگ تجاوز

به افراد تجاوز نکردن را بیاموزیم

گلشید خاموشی: گزارش می‌شود در هند در هر بیست دقیقه یک زن مورد تجاوز قرار می‌گیرد؛ یعنی هر بیست دقیقه جسم و روح یک زن چنان آسیبی می‌بیند که شاید تا سال‌ها اثراتش با کابوس‌های شبانه، مزمن شدن احساس ترس و ناامنی، اختلال‌های شخصیتی و افسردگی جا خوش کند. آن چه معمولا در پرونده‌های تجاوز اهمیت دارد باورها و اعتقاداتی است که آگاهانه و یا ناآگاهانه نوک تیز حمله را متوجه زنان قربانی می‌کند که اگر چنین و چنان می کرد مورد تجاوز قرار نمی‌گرفت. 

این‌باورها، کلیشه‌ها و اعتقادات که توسط فیلم‌ها، تبلیغات تلویزیونی، کلیشه‌های جنسیتی و قوانین تبعیض آمیز تقویت می‌شود به فرهنگ تجاوز‌ موسوم است، فرهنگی که در آن قربانی تجاوز و آزار جنسی به شیوه‌های مختلف مقصر شمرده می‌شود. در این فرهنگ اغلب سبک‌های زندگی و رفتار زنان از قبیل پوشش آن‌ها است که مورد انتقاد قرار می‌گیرد تا عمل ضدانسانی متجاوز. در واقع این فرهنگ، متجاوزین و آزارکنندگان جنسی را از مسئولیت سنگین خود به نوعی تبرئه یا تجاوز را امری معمول و طبیعی، تلقی و از آن دفاع می‌کند.

نتیجه فرهنگ تجاوز، طبیعی کردن آزار جنسی و تجاوز به زنان است. قربانی باید بپذیرد رفتار اشتباهی از او سر زده و متجاوز چاره‌ای جز تجاوز نداشته است. بنابراین با نهادینه شدن آن اجتماع هم رفتهرفته به این نقض حقوق انسانی و خشونت بی حدوحصر آن بیتفاوت شده و فرهنگ تجاوز نادانسته به‌بخشی از فرهنگ عمومی مردم تبدیل می‌شود. همان چیزی که فمینیست‌ها و فعالان حقوق بشر از آن واهمه دارند، طبیعی شدن و عادی‌سازی خشونت. 

در این صورت راه برای هر گونه تغییر رفتارهای تبعیض‌آمیز مسدود می‌شود به گونه‌ای که شاید یک قانون حمایتگرانه نیز نتواند چندان که باید کارگر باشد. وقتی در نگاه عموم این تجاوز به امری طبیعی و قابل قبول تقلیل می‌یابد، حساسیت نسبت به قربانی و مقابله با متجاوز هم کمرنگ می‌شود. در فرهنگ تجاوز قربانیان با تصاویر، زبان، قوانین و سایر پدیده‌های روزمره‌ای احاطه می‌شوند که به نوعی عمل مرتکب تجاوز را معتبر تلقی می‌کنند و به آن تداوم می‌بخشند.

فرهنگ تجاوز شامل جوک‌ها، تبلیغات تلویزیونی، خلاء‌های قانونی، مقررات و تصاویری می‌شود که خشونت علیه زنان و اجبار به عمل جنسی را طبیعی قلمداد می‌کنند، به نوعی که مردم باور می‌کنند که تجاوز یک امر اجتناب ناپذیر است. به جای تغییر این فرهنگ به عنوان یک آسیب شدید اجتماعی، افراد تصور می‌کنند که تجاوز پیش می‌آید. خب همین است دیگر.

در این فرهنگ است که سایه سنگین ترس از تجاوز با زندگی روزمره زنان عجین می‌شود و زنان دائما باید مواظب باشند که چه می‌پوشند، چطور راه می روند، کجا قدم می زنند، با چه کسی قدم می‌زنند، به چه کسی اعتماد کنند، چه می‌نوشند، چقدر می‌نوشند، آیا تنها هستند یا با گروه، آیا به کسی خیره شدهاند، آیا در هوای تاریک بیرون رفته‌اند، آیا در منطقه‌ای ناشناخته بودهاند و هزاران سوال و بایدها و نبایدهای دیگر. این همان وقتی است که باید گفت خشونت علیه زنان طبیعی می‌شود و طی آن مردم می‌پذیرند که این نگرش‌ها و اعمال همیشه بوده و خواهد بود.

در این فرهنگ شرم و سکوت دو عنصر مهمی هستند که مانع قربانیان به بازگویی ماجرای تجاوز و آزار جنسی می‌شوند. همچنان که قانون نیز در تداوم این سکوت و افسانههای مربوط به تجاوز نقش مهمی ایفا می‌کنند. نگذاریم خشونت جنسی و تجاوز به زنان طبیعی شود. ما باید بدانیم و فراموش نکنیم تجاوز تجربه‌ای تلخ است ولی پایان دنیا نیست. اگر ما قربانی را با حمایت نکردن و سرکوب کردن تنها بگذاریم همدست متجاوز هستیم. به فرهنگ تجاوز دامن نزنیم و به افراد تجاوز نکردن را بیاموزیم.

 

منبع: نشریه زنان انجمن دانشگاه بوعلی همدان